جملاتی از کتاب باشگاه پنج صبحیها اثر رابین شارما

هر وقت نام کتاب باشگاه پنج صبحیها به گوشم میخورد، چیزی که به ذهنم میآمد یک کتاب توسعه فردیِ پرفروش بود که لابد رمز اصلی موفقیت را سحرخیزی و خصوصا ساعت ۵ صبح بیدار شدن میداند و داخلش پر است از کلی جملات انگیزشی. من به شخصه کتابهای توسعه فردی را مفید میدانم و میخوانم. البته نه هر کتابی را. قطعا فراواناند کتابهایی که فقط شعار میدهند و هیچ مبنای علمی ندارند. به هر حال وقتی این کتاب به دستم رسید و آن را باز کردم تا برای ویدیوی معرفیِ این کتاب، بررسیاش کنم، متوجه شدم که اصلا با یک کتاب داستانی طرف هستم! از آن دسته کتابهای انگیزشی که به جای توصیه و شعار، سعی دارند حرفشان را در قالب یک داستان به خواننده منتقل کنند. این شیوه من را به یاد کتاب حکایت دولت و فرزانگی انداخت که پیش از این خوانده بودم و برایم جالب بود. بعد از معرفی ویدیویی کتاب، وقتی میخواستم مطلبی هم در مجلهی کتابچی برایش آماده کنم، ترجیح دادم به جای نوشتن نقد یا خلاصه کتاب، جملات جالبی از آن را انتخاب و در قالب یک مطلب ارائه کنم.
هرچند جملات کوتاه، معمولا سطحی و خالی از بار آموزشی هستند و خصوصا در این کتاب، تا حدی به صورت شعاری و گاهوبیگاه از زبان شخصیتها در میان داستان سربرآوردهاند، اما میتوانند خواننده را کمو بیش از فضایی که این کتاب در آن سیر میکند آگاه کنند و در تصمیمگیری برای خرید و مطالعهی آن، کمککننده باشند. لذا در ادامه، بخشهایی از کتاب باشگاه پنج صبحیها را خواهید خواند که از نسخهی انتشارات هارپر کالینز انتخاب کردهام و البته با ترجمهی رضا اسکندری در نشر نون تطبیق دادهام.
گزیدهای از کتاب باشگاه پنج صبحیها اثر رابین شارما
- "زندگی کوتاهتر از آن است که با استعدادهایت نقشی کوچک بازی کنی. تو، هم با این فرصت و هم با این مسئولیت زاده شدی که اسطورهای شوی." (فصل ۲)
- "باید به یاد داشته باشی که بهانههایت فریبنده، ترسهایت دروغگو و تردیدهایت دزد هستند." (فصل ۲)
- "اگر احساس میکنی هماکنون زندگیات آشفته و درهمریخته است، تنها به این دلیل است که ترسهایت کمی قویتر از ایمانت هستند. با تمرین میتوانی صدای خودِ ترسیدهات را کم کنی و طنین صدای پیروزمندترین جنبهی وجودت را بالا ببری." (فصل ۲)
- "پیروزی از آغازِ روزت کلید میخورد، و ساعات نخستین، جایی است که قهرمانان ساخته میشوند." (فصل ۴)
- "بهخوبی از آغاز روزت مراقبت کن، آنگاه باقی روزت کموبیش بهخودیخود پیش خواهد رفت." (فصل ۴)
- "برخاستن در ساعت ۵ صبح بهراستی مادر تمام روتینهای روزانه است. پیوستن به باشگاه ۵ صبحیها همان رفتاری است که تمام رفتارهای دیگر انسان را ارتقا میبخشد." (فصل ۴)
- "این قانونی است که افراد موفق، تأثیرگذار و شادترین انسانها همواره به یاد دارند: «موفقیت در سطح جهانی از جایی آغاز میشود که منطقهی امن شما به پایان میرسد»." (فصل ۲)
- "ایدهها هیچ ارزشی ندارند مگر اینکه با اقدام و عمل پشتیبانی شوند؛ کوچکترین اقدامات، همواره ارزشمندتر از بزرگترین نیتهاست." (فصل ۲)
- "رنج و دردِ رشد، بسیار کمهزینهتر از بهای ویرانگر حسرت و پشیمانی است." (فصل ۳)
- "منتقد، به حساب نمیآید؛ کسی که لغزش مردان قوی را نشان میدهد یا مشخص میکند که یک کنشگر، کجای کار را میتوانست بهتر انجام دهد، به حساب نمیآید. اعتبار از آنِ کسی است که درون گود قدم گذاشته، کسی که صورتش به خاک و عرق و خون آلوده شده، کسی که دلیرانه تلاش می کند، کسی که خطا میکند، کسی که بارها و بارها کم میآورد، چون هیچ تلاشی بدون خطا و کاستی نیست." (فصل ۳)
- "لحظهای که بیش از هر زمان دیگر وسوسه میشوی تسلیم شوی، دقیقاً همان دمی است که باید توان پیشرَوی را در اعماق وجودت بیابی." (فصل ۳)
- "همهی تغییرات در آغاز دشوارند، در میانه، آشفته و در پایان باشکوه و زیبا." (فصل ۴)
- "اعتیاد به حواسپرتی، نقطهی پایان آفرینش خلاقانهی شماست." (فصل ۶)
- "بهانهها هیچ نبوغی را پرورش نمیدهند. صرف اینکه تا پیش از این، عادت سحرخیزی را در خود نهادینه نکردهاید، بدین معنا نیست که اکنون نمیتوانید. توجیههای عقلانیتان را رها کنید و به یاد داشته باشید که پیشرفتهای کوچک روزانه، وقتی در طول زمان با تداوم انجام شوند، به نتایج خیرهکنندهای میانجامند." (فصل ۶)
- "هر آنچه اکنون به نظرتان آسان میرسد، روزگاری در آغاز برایتان دشوار بوده است." (فصل ۶)
- "با تمرین مداوم، برخاستن با طلوع خورشید، به وضعیت طبیعی و خودکار جدید شما تبدیل خواهد شد." (فصل ۶)
- "برای رسیدن به نتایجی که ۵ درصد برترِ تولیدکنندگان به دست میآورند، باید شروع کنید به انجام کارهایی که ۹۵ درصد مردم مایل به انجامش نیستند؛ به یاد داشته باشید که برچسب دیوانه خوردن، بهای دستیابی به عظمت است." (فصل ۶)
- "وقتی حس میکنی میخواهی تسلیم شوی، ادامه بده. پیروزی شیفتهی انسانهای خستگیناپذیر و سرسخت است." (فصل ۶)
- "تمام این تمرین تقریباً شصتوشش روز طول میکشد؛ زمانی که به نقطهی خودکارشدن برسید، دیگر برای بیدار شدن در ساعت ۵ صبح به هیچ نیروی ارادهای نیاز نخواهید داشت." (فصل ۱۲)
- "هنگامی که بر سر دوراهی انتخاب قرار میگیرید، همواره گزینهای را برگزینید که بیش از همه شما را به چالش میکشد، رشدتان را سرعت میبخشد و شکوفایی موهبتها، استعدادها و شجاعت فردیتان را به ارمغان میآورد." (فصل ۱۲)
- "در فرهنگِ پر از زامبیهای سایبری، افراد معتاد به حواسپرتی و گرفتار در تلهی وقفه و حاشیه، خردمندانهترین راه برای تضمین اینکه بهطور مستمر نتایجی در سطح استادی در مهمترین ابعاد زندگی حرفهای و شخصیتان خلق کنید، پایهگذاری یک روتین صبحگاهی در کلاس جهانی است." (فصل ۴)
- "هر فرد حرفهای روزی یک تازهکار بوده، و هر استادی کارش را به عنوان یک مبتدی آغاز کرده است. انسانهای معمولی میتوانند به دستاوردهای خارقالعاده برسند، بهشرطی که عادات درست را در خود نهادینه و روتین کنند." (فصل ۴)
- "انسانهای بیشماری ظرفیت شناختی خود را تضعیف کرده و توجهشان را تکهتکه میکنند؛ آنها عملکردهای ضعیف و دستاوردهای پیشپاافتاده را میپذیرند و زندگیهایی در ورطهی معمولیبودنِ ناامیدکننده را سپری میکنند." (فصل ۸)
- "در سطح معمولی، رقابت بسیار سنگینی وجود دارد، اما در سطح خارقالعاده، تقریباً رقابتی نیست. هرگز چنین فرصت درخشانی برای بیهمتا شدن وجود نداشته است، زیرا در این عصرِ حواسپرتی و تمرکزهای پراکنده، افراد بسیار اندکی خود را وقف رسیدن به کیفیتی در سطح جهانی میکنند." (فصل ۹)
- "احساسات ابرازنشده هرگز نمیمیرند؛ آنها زندهبهگور میشوند و بعدها به شیوههایی زشتتر سر برمیآورند." (فصل ۱۰)
- "انسان منطقی خود را با جهان وفق میدهد؛ اما انسان نامتعارف و سازشناپذیر، بر وفق دادن جهان با خویشتن پافشاری میکند. بنابراین، تمام پیشرفتها به انسان سازشناپذیر وابسته است." (فصل ۱۲)
- "در تمرین، بیشتر عرق بریز، تا در میدان جنگ، کمتر خون بریزی. نبردها در روشنایی اول صبح و با تمرینات سنگین پیروز میشوند، زمانی که هیچکس تماشاگر نیست." (فصل ۱۰)
- "اهمالکاری و پشتگوشانداختن کارها، نوعی بیزاری از خود است." (فصل ۱۳)
- "فردا یک پاداش است، نه یک حق مسلم؛ قهرمانی خود را به تعویق و آرامش درونیتان را به تاخیر نیندازید." (فصل 16)
- "شکست، شجاعت و بیباکی را شعلهور میسازد: ناممکن است زندگی کنی بدون اینکه در چیزی شکست بخوری، مگر اینکه چنان محتاطانه زندگی کنی که گویی اصلاً زندگی نکردهای که در این صورت، پیشاپیش شکست خوردهای." (فصل ۱۶)
مطالب مرتبط
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.


