خلاصه و بخشهایی از کتاب «من پیش از تو»

داستان از چه قرار است؟
خلاصهی ماجرای من پیش از تو
بخشی از کتاب«نباید بگذاری این صندلی چرخدار چیزی را برای تو تعیین کند سرنوشتت را رقم بزند. .»
سرانجام داستان...
با اینکه اوقات خاصی را باهم داشتیم، اما نمیتوانم زندگی در ویلچر را تحمل کنم.
بخشی از کتابمیفهمید چهقدر سخت است که سکوت کنید و هیچچیزی نگویید، در حالی که ذرهذرهی وجودتان میخواهد منفجر شود؟ تمام راه فرودگاه تا آنجا را داشتم با خودم تمرین میکردم که چیزی نگویم. اما واقعا داشتم میمردم. ویل سر تکان داد. سرانجام وقتی توانستم حرفی بزنم صدایم بریدهبریده و بیرمق بود. جملهای که به زبان آوردم تنها حرف خوبی بود که میتوانستم بزنم:
-دلم برایت تنگ شده بود!
بخشی از کتابتو به من زندگی ندادی؟ دادی؟ درواقع نه. فقط اینکه زندگی قبلیام را هم خراب کردی، درهم شکستی و تکه تکهاش کردی. حالا من به خرابههایش چه کنم؟ پس کی میخواهد… دستهایم را به اطراف دراز میکنم. هوای خنک شبانه را روی پوستم حس میکنم. میبینم دوباره دارم گریه میکنم. «ویل، لعنت به تو». زیرلب زمزمه میکنم «لعنت به تو که تنهام گذاشتی.»
۰ بازدید
مطالب مرتبط
دیدگاهها(۸)
کافه کتاب
عالی بود سپاس
fateme
من اصلا باورم نمیشد که انتهای این کتاب احساساتم به حدی برسه که به گریه بیفتم بدون شک هیچوقت این کتاب رو فراموش نمیکنم.بااینکه قبل از خواندن رمان فیلمی روکه براساس آن ساخته شده بود تماشاکرده بودم ولی خواندن رمان باعث شد من درجریان داستان قرار بگیرم وبا شخصیت های داستان همزادپنداری کنم.
مصطفی
من خیلی احساساتی شدم از خوانش این نوع کتاب برایم خیلی مشکا تمام شد واقعا این داستان بسیار پیچیده و مشکلتر است. اما از نظر من این کتاب ارزش میلیون ها را دارد.
مصطفی
چطور خرید کرده میتانم این کتاب را میشه برایم pdf اش را بفرست
فر
واقعا ازین که اسم این کتاب پوچ انقدر بین ادم ها پیچیده و همه خوندن اون رو به هم توصیه می کنند عصبانی ام. اینکه کسی که انقدر زندگی میتونه براش معنی بده چنین تصمیم بی رحمانه ای میگیره و فقط به یک وجه از زندگی اش نگاه می کنه و زندگی اش رو توی یک جسم بی خود و از کار افتاده ترسیم میکنه مسیر بدی رو پیش روی ادم ها میاره!
Sooo
پوچ؟؟؟?? هر ادمی نظرش برای خودش مهمه ولی بنظرم اگر حداقل چند نفر مثل شما به محتوای این کتاب پوچ اسم میدادن متمعا باشین این زنجیره قطع میشد و دیگه خیلی این کتاب طرفدار هاش زیاد نبود???? و بماند که همون جسمی که از نظر شما بی خود و از کار افتادست یک قلبی داره که در حاله تپیدنه اگه توی دنیا ادم هایی مثل شما باشن که همچین فکری رو راجب معولین داشته باشن دیگه اونها زنده موندن و زندگی کردنشون تو این دنیا امکان پذیر نبود??
فرزانه
خوندنشو توصیه نمیکنم بنظرم ی کتاب معمولی بود ، با در نظر گرفتن اینکه خیلی مشهور بود انتظار بیشتری داشتم .
Zahra
من چند هفته پیش کتاب من پیش از تو رو از بازار نزدیک به خونمون گرفتم و الان فصل هشتم هستم و هیچوقت فکرشو نمیکردم که ویل بمیره 🥺فکرشو نمیکردم اینجوری چشام پر از اشک بشه و ساعت ها به این داستان فکر کنم 🥺

