دربارهی ترجمهی جزء از کل

«هیچی مثل سانسور، فروش کتاب رو بالا نمیبره!»
درواقع همانطور که در برخی کتابهای چاپ شده، مترجمان دیگری بابت وجود اندکی سانسور در ترجمه از خوانندگان خود عذرخواهی کرده و یا حداقل به آن اشاره کردهاند، اخلاق حرفهای ایجاب میکند که مترجم حاضر هم بابت سانسورهای اعمال شده در کتاب از مخاطب عذرخواهی کند یا لااقل مخاطب را در جریان این اتفاق قرار دهد.
برخی از نقدهای وارده به ترجمهی کتاب جز از کل
دوید سمتم و بغلم کرد. بعد خودش عقب کشید و به چشمان هم نگاه کردیم. کل ماجرا باور نکردنی بود. بعد ناگهان پسم زد و جیغ کشید(داریم چه کار میکنیم!) و قبل از این که بتوانم جواب بدهم گریهکنان از اتاق دوید بیرون.
She ran over and hugged me. Then she pulled away and we looked into each other’s eyes and breathed into each other’s nostrils. Then she kissed me with her eyes closed— I know because mine were wide open. Then she opened her eyes too, so I shut mine quickly. The whole thing was unbelievable! My hands went for her breasts, something I’d wanted to do even before she had them. Her hands, meanwhile, went straight for my belt, and she fumbled to undo it. For a split second I thought she wanted to hit me with it. Then I got into the swing of things, and reached up her skirt and pulled off her underpants. We crashed on the bed like fallen soldiers. There we struggled together, laboring to rid ourselves of unwanted garments, until she suddenly pushed herself from me and screamed, “What are we doing!” Before I could answer, she ran out of the room crying
برای مثال در صفحهی ۲۲۴ کتاب، جاسپر از پدر خود میپرسد «ازدواج نکرده بودین؟» و جواب می گیرد «چرا. ازدواج کرده بودیم.» در حالی که در نسخه اصلی کتاب میخوانیم: "Oh God, no. I’ve never even gone near an altar" همانطور که میبینید، مارتین دین در جواب پسرش میگوید: نه هرگز من حتی نزدیک محراب کلیسا هم نشدهام!
اشتباهات ترجمهی جزء از کل
پدرم برای دادگاههای مختلفی عریضه نوشت و با خیلی از وکلا مشورت کرد. ولی بالاخره فهمید پسرش را پیچیده در نوار چسب سرخ از دست داده. صفحهی ۱۰۲My father petitioned the courts and consulted numerous lawyers but soon realized he’d lost his son in a tangle of red tape
با سر شیرجه رفتم در استخر افسردگی. صفحهی ۱۲۳plunged into a deep depression
The answer: still, copper-brown, and surprisingly unreflective
بالاخره فهمیدم چرا غرور جزء گناهان کبیره است. نیروی نفرت انگیز زهرخندش مرا به این فکر فرو برد که چرا گناهان کبیره فقط هفت تا هستند؟ صفحهی ۳۳۴I finally understood why pride is one of the seven deadly sins, and such was the repellent force of his grin, I wondered why it shouldn’t be all seven
پشت سالن ورزش، سرم را میان دستانم گرفته بودم و نشسته بودم که بچه بینقص مدرسه، یکجور هیتلر جوان و مهربان… صفحهی ۳۸۲I was sitting behind the gym with my head in my hands when a school prefect, a sort of benign Hitler youth

پاسخ پیمان خاکسار به نقدهای وارده
کتاب تازهچاپی روی میزم هست که از هر ده جمله، شش جملهاش غلط است. صحیح است نادیده گرفتن آن و پیراهن عثمان کردن red tape در جزء از کل؟ باید خدمتتان عرض کنم که اگر هر کدام از ترجمههای پیش از اینترنت را بررسی کنیم بی شمار ایراد پیدا خواهید کرد. ما دیکشنری اسلنگ درست و درمانی به فارسی نداریم. نمیتوانیم هم داشته باشیم. انگلیسی در انگلستان، آمریکا، استرالیا، ایرلند و… تکلم میشود که هر کدام، اسلنگ خودشان را دارند و خیلیاوقات از حرفهای هم سر در نمیآورند. میتوانید به دو کتاب «از پست و بلند» ترجمهی کریم امامی و «نظری به ترجمه» از صالح حسینی رجوع کنید که در هر دو کتاب، پنبهی مترجمان صاحبنامی مثل مرحوم مهدی سحابی، نجف دریابندری و… را با همین روش مچگیری زدهاند. حالا بگذریم از اینکه منتقدی فقط در ده صفحهی ابتدایی «لرد جیم کنراد» دهها ایراد از صالح حسینی گرفت. اگر این شیوه، جوابگو بود تا حالا اوضاع ترجمه اصلاح شده بود...
ترجمهی بیایراد وجود ندارد
دست روی هر ترجمهای بگذارید، اشکال پیدا میکنید. ترجمهی کماشکال یک چیزی مثل بنگاه فرانکلینِ سابق میخواهد که متاسفانه نداریم. واقعا نمیتوانم تصور کنم مترجمان نسلهای قبل چه عذابی برای برگردان هر جمله متحمل شدهاند. فکر میکنید اگر دست روی دُن کیشوت با ترجمهی مرحوم قاضی، هاکلبری فین با ترجمهی نجف دریابندری، خانوادهی تیبو با ترجمهی ابوالحسن نجفی بگذارید ایراد پیدا نمیشود؟ چند یا چندین ایراد دلیل بر تخطئه و ترور شخصیت مترجم است؟! اگر قرار بود تواناییهای دریابندری را با ایراداتی که مسعود طوفان از ترجمهی گور به گور گرفت بسنجیم، آیا امروز نجف دریابندری داشتیم؟ اهمیت این بزرگان در گشودن باب ادبیات جهان به جامعهی بسته و سنتی ایران است. کسان زیادی، ایرادات بیشماری از ترجمهی در جست وجوی زمان از دست رفته گرفتهاند. ولی یک سوال؛ امروز خوشحال نیستیم از داشتن جست وجو؟ چندین ایراد در درک جملات کل اثر را نابود کرده؟ از خواندنش لذت نبرده و نمیبریم؟ یک مثال دیگر: جزء از کل به آلمانی ترجمه شده است. اولا که اسم کتاب، شده «پدرکشی و ماجراهای دیگر» (تا جایی که یادم است) مترجم به قدری در کتاب دست برده که باور کردنی نیست. جملههایی را که نفهمیده، تفسیر خودش را گذاشته. جملهبندیها را عوض کرده و دهها کار دیگر...
میزان وفاداری در ترجمهی در هر کشور متفاوت است
ویراستارهای امریکایی به راحتی متنهای طولانی را بنا به صلاحدید خودشان کوتاه میکنند [تا] مبادا حوصلهی خوانندگان سر برود. با بیشتر آثار، مانند متون مقدس برخورد نمیکنند. من با کارشان موافقم ولی خودم این کار را نمیکنم. جزء از کل، سخت مجوز گرفت. وارد جزئیات نمیشوم ولی میزان حذفیات با رقم ادعایی، فاصلهی بسیار بسیار زیادی دارد. اگر جایی هم جملهای حذف شده سعی کردهام، خواننده جای خالیاش را حس نکند. چیزی که در این مناقشه خیلی آزارم داد، این همه تاکید روی پول بود. ناشر و مترجم عجله کردهاند تا اثر استیو تولتز را زودتر چاپ کنند تا به پول برسند. استیو تولتز؟ پول؟ مگر کسی استیو تولتز را میشناخت؟ اتفاق جالب دیگر، ذوق کردن دو قشر بود: ناشرانی که با وجود اطلاع از همکاری همیشگیام با نشر چشمه از من کار خواسته بودند و [من] نداده بودم و مترجمانی که اسم و رسمی ندارند و بیست و چهار ساعته در فیسبوک، مشغول کامنتگذاری هستند! [البته] اشتباهاتم را پذیرا هستم و در چاپهای بعدی اصلاحشان میکنم. انگیزه و تلاش این دو نفر هم در مطابقت دادن هزار صفحهی کتاب با متن اصلی و یافتن این سی چهل اشکال هم رشک برانگیز است. امیدوارم در کارشان موفق باشند و مترجمان خوبی شوند...
۱ بازدید
مطالب مرتبط
خلاصهی رمان جزء از کل
نویسنده: مدیر
آشنایی با استیو تولتز
نویسنده: مدیر
دریافت کتاب جزء از کل
نویسنده: مدیر
دیدگاهها(۲۰)
m.ansari
آیا ترجمه جدید تری از این کتاب موجود هست؟ یا از همین مترجم در چاپهای جدید اصلاح شد؟ مطلب مفید بود. سپاسگزارم.
ذولی
ترجمه آقای جمنی و نشر آوای مکتوب ترجمه خانم قلیپور و نشر آتیسا گویا چند انتشارات دیگر هم ترجمههای دیگری را یا در درست انتشار دارند یا منتشر کردهاند ولی ما پیدا نکردیم. تا جایی که اطلاع داریم ترجمه کنونی در چاپهای جدید تغییر جدیای نکرده.
سوده
من کتاب آیین دوست یابی از دیل کارنگی انتشارات آتیسان رو تهیه کردم! متاسفانه متوجه شدم بطرز افتضاحی تحریف و سانسور شده حتی یه قسمت از کتاب نویسنده دربارهی سگ خودش داستانی میگفت ولی کتاب سگ رو سانسور کرده بود و اسم گربه رو بجاش نوشته بود! این یکی از تحریف های عجیب و کانلا غیر ضروری بود بماند که بعضی فسمت ها کلا حذف شده! من واقعا دلیل این تحریفها رو نمیفهمم! من اگر جای خانوادهی آقای کارنگی بودم از این مترجم و انتشارات شکایت میکردم! در گوگل اسم مترجم رو که محمد محمدی بود رو سرچ کردم فکر کنم روحانی هستن و دلیل اینهنه تحریف و سانسور هم احتمالا همینه!
مریم
ممکن بفرمایید ترجمه چه کسی برای این کتاب بهتر است؟
ذولی
ما هنوز نقد و بررسی ترجمههای دیگر را مطالعه و جمع آوری نکردهایم و به همین دلیل نمیتوانیم نظری بدهیم. به زودی مطلبی در مورد مقایسه ترجمهها منتشر خواهیم کرد.
مریم
شما می توانید پیشنهاد بدهید که کتاب را با ترجمه چه کسی تهیه کنیم
سبحان
وضعیت ترجمه در ایران خوب نیست.با یک لیسانس زبان گرفتن از دانشگاه آزاد تورغوزآباد نمی توان مترجم خوبی شد.
k.mohammadi
من گیج شدم نمیدونم این کتابو با کدوم ترجمه تهیه کنم
هوشنگ فرشچیان
ترجمه پیمان بهترین ترجمه است ، چاپ چهل و چهارم خیلی از این چیز ها اصلاح شده نکته اساسی اینکه وقتی دست سانسورچی وجود داره شما باید اکتفا کنی به اینکه چقدر از اصل دور شدی ، نه اینکه red tabe بوروکراسیه یا نوار قرمز هیچ مترجمی تمام اصطلاحات انگلیسی رو بلد نیست یعنی نمیشه گنجاند اون هم تو وضعیتی که دیگه کتابخوندن و خریدن شده طرفدار نداره ، ترجمه های محمد قاضی ، بهمن فرزانه ، نجف دریابندری ، و و و همگی خیلی تغییر داشتند تو ترجمه هاشون تجربه شون زیاد بود سانسور نبود کتابخون هم بود اما الان خاکسار نیمه راه حرفه ای ، ترجمه کم ، کتابخوان کم سانسورچی تا دلت بخواد ، اینجوری دیگه نمیشه عیوب رو پیدا کرد و ادامه داد ، ممنون از نقد تون بابت ترجمه ???
رسولی
من از خواندن کتاب جزء از کل با ترجمه اقای خاکسار واقعا لذت بردم.
مهسا
مطالتون عالی بود
هانیه
سلام.من ودوستم با دوترجمه همزمان شروع کردیم به خوندن.ترجمه پیمان خاکسارچاپ شصت وسوم وترجمه زهرا یعقوبیان.به نظرمن پیمان خاکسار هیچ اصلاحی تا چاپ ۶۳انجام نداده وکتاب کاملا سانسورشده است با ترجمه ضعیف که سعی نکردند درچاپ های بعد اصلاحی انجام بدند به نظرم به دلیل فروش بالا واینکه همه فکر می کنند ترجمه آقای خاکسار بهترین ترجمه است دلیل این بی انگیزه بودن برای اصلاح هست.ولی ترجمه زهرا یعقوبیان با این که فکرش رو هم نمی کردیم ترجمه خیلی قوی تری هست وسانسور درحدناچیزی دراین کتاب لحاظ شده که جای تشکر داره.وحرف آخرم اینه که فروش بالای یک ترجمه ازکتاب دلیل برعالی بودن نیست.کاش مرجعی وجودداشت که قبل ازاینکه بخواهیم خریدکتاب رو انجام بدیم ما رو مطلع کنه.من وظیفه خودم دونستم که اینجا اعلام کنم تا بقیه هم مثل من بابت خریدیه کتاب بسیار سانسورشده وضعیف ضررنکنند.
یکتا
چطور همچین نظری دادید !!!!! من ترجمه زهرا یعقوبیان دارم تمامش تحریف و سانسور و ترجمه ناصحیح هست با نسخه صوتی بدون سانسور و متن انگلیسی تطبیق دادم ..
Saeid
دقیقا ترجمه ی زهرا خانم کاملا اسلامیزه شده و گنگه، من بار اول با ترجمه ی ایشون خوندم و نصفه کاره رها کردم، ولی ترجمه ی خاکسار فوق العاده ست
زهرا
منمترجمه زهرا یعقوبیانو دارم میخونم.تا حالا ۳۵۰ صفحه خوندم.اره سانسورش واقن کمه ولی جملات خیلی مبهمن .اصلن روان نیست.حالا نمیدونم این حس منه یا واقعن اینجوریه.
مینا
سلام کسی این کتابو باترجمه زهره قلی پور خونده؟؟
امیر
من خوندم..راضی بودم
صفورا
ترجمه زهرا یعقوبی خیلی خوب بود. من هیچ ایرادی درش ندیدم. خیلی درست و روان هست
ریحانه قنبری
ترجمه پیمان خاکسار چاپ ۷۲ کتاب هیچکدام از مسائلی که گفته شده به عنوان ایراد رو نداره و کاملا گیراست من که لذت بردم
بهمن
برای افرادی که کارهای به این بزرگی را بالاخص در زمان نبود پیوند جهانی اینترنت و وجود دستان قدرتمند سانسور انجام دادند بسیار بسیار احترام قائلم و دست مریزاد برای بزرگواران در قید حیات و رحمت ابدی برای درگذشتگان آرزومندم. راستش منفورترین افراد از نظر من کسانی هستند که در رزومهشان هیچ فعالیت قابل عرضهای ندارند جز نقد دیگران. در مورد سوال دوستان درباره بهترین ترجمه جز از کل، اینکه گروه بسیار شاداب و پرانگیزهای را در کستباکس شنیدم که شروع کردند به ترجمه و خوانش کتابهای بالاخص چنین سانسور شده. حتما سرچ کنید و پیگیرشان باشد. واقعا کار کم نظیر و مهمی را انجام میدن. شما هم به بقیه معرفی کنیدشون تا راهشان روز به روز هموار تر شود. میتونید با نام : جز از کل بدون سانسور در کستباکس پیداشون کنید. درود بر همه کتابخوانان، بالاخص جوانان آینده سازمون


