دنیا طویلهایست پر از جنس چارپای-شعر روز از عرفی شیرازی

دنیا طویله ایست پر از جنس چارپای
کابادی و خرابی آن جستهجسته است
آبادیش عمارت بر باد رفتهای
ویرانیش عماری درهم شکسته است
از عرعر خران وی اسبان رمیدهاند
وز تیز استران شتر از خواب جسته است
این آب و نان و اطلس دیبا و ناز و نوش
جلهای فاخر و علف دستهدسته است
گردنکشی که کف بلبل آورده از غضب
سرمست اشتری است مهارش گسسته است
وآنکس که هرزه گردوپریشان علف بود
خود بارکش خری است که از بند رسته است
وآنکس که پای بسته راه و روش فتاد
اسبی است کز اصالت خود پای بسته است
گر ناگه آدمی ز خری زاده در میان
یا کشته گشته یا ز لگدپا شکسته است
گفتم که آدمی ز خری زایدای حکیم
این نکته حل کنم که دلت تنگ و خسته است
در ملک مردمی نسب روح معتبر
عقل این حسب ز زادن جسمی نجسته است
در معنی از طبیعت گل رسته شاخ گل
از روی صورت ارچه هم از خاک رسته است
بس آن سفالگر که بزاد از گهر فروش
واز دوده سفال فروشان، برسته است
وآن جوهری که زاده ز صلب سفالگر
از دودمان جوهریان خجسته است
وآن هم که گفتم آدمی آزارکش فتاد
کز هرکسیش گرد، بدل برنشسته است
آنرا از این خران رسد آفت که چون خران
معنی چو صورتش بجهان باز بسته است
آن کوقرین عالم معنی است: صورتش
درهر دو کون نقش مرادش نشسته است
۰ بازدید
مطالب مرتبط
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.


