زندگینامه و سرگذشت نویسندگان؛ «ارنست همینگوی»

به عنوان یک نویسنده نباید قضاوت کنید، بلکه باید بفهمید. - ارنست همینگوی
در اینجا لیستی از کتابهایی که هر نویسنده باید بهعنوان بخشی از تحصیل خود خوانده باشد، وجود دارد... اگر اینها را نخواندهاید، تحصیلکرده نیستید. آنها انواع مختلفی از نوشتن را نشان میدهند. برخی ممکن است شما را خسته کنند، برخی دیگر ممکن است به شما الهام دهند و برخی دیگر بسیار زیبا نوشته شدهاند و به شما احساس امیدواری میدهند که سعی کنید نویسنده باشید.
- هتل آبی به قلم استفان کرین
- قایق باز به قلم استفان کرین
- مادام بو واری به قلم گوستاو فلابرت
- ساکنان شهر دوبلین به قلم جیمز جویس
- سرخ و سیاه به قلم استند هال
- اسارت انسان به قلم سامرست ماگام
- آنا کارنینا به قلم لئو تولستوی
- جنگ و صلح به قلم لئو تولستوی
- جوانهها به قلم توماس مان
- درود و وداع به قلم جورج مور
- برادران کارمازوف به قلم داستایوفسکی
- دیوان اشعار انگلیسی آکسفورد
- اتاق بزرگ به قلم ای. کامینگ
- بلندیهای بادگیر به قلم امیلی برونته
- دور و دورتر به قلم اچ. هودسون
- آمریکاییها به قلم هنری جیمز
مهمترین چیزی که درباره نوشتن آموختهام این است که هرگز نباید زیاد بنویسید... هرگز خود را خسته نکنید. کمی برای روز بعد بگذارید. نکته اصلی این است که بدانید چه زمانی باید دست از نوشتن بردارید. منتظر نمانید تا بهترین نوشتههایتان را بنویسید. وقتی هنوز خوب مینویسید و در اوج هستید و میدانید چه اتفاقی خواهد افتاد، وقت آن است که متوقف شوید. سپس نوشتههایتان را رها کنید و به آن فکر نکنید. بگذارید ضمیر ناخودآگاه شما این کار را انجام دهد.
صبح روز بعد، وقتی خواب خوبی داشتهاید و احساس شادابی میکنید، آنچه را که روز قبل نوشتید، دوباره بنویسید. وقتی به مکان دلانگیزی میآیید و میدانید چه اتفاقی قرار است بعد بیفتد، از آنجا ادامه دهید و در یک مکان دلانگیز دیگر توقف کنید. به این ترتیب، وقتی کار را پشت سر میگذارید، سرشار از احساس خوب هستید و وقتی رمان مینویسید، هرگز گیر نمیکنید و هرچه پیش میروید، آن را جالبتر مینویسید. هر روز به ابتدا برگردید و همهچیز را دوباره بنویسید و وقتی خیلی طولانی شد، حداقل دو یا سه فصل را قبل از شروع به نوشتن بخوانید و حداقل هفتهای یک بار به ابتدا برگردید. به این ترتیب شما آن را یک تکه میکنید؛ و وقتی از آن عبور کردید، همه آنچه را که میتوانید برش دهید. نکته اصلی این است که بدانید چه چیزهایی را کنار بگذارید. اینجاست که شما میفهمید آیا خوب پیش میروید یا خیر که این با توجه به عواملی است که میتوانید کنار بگذارید. اگر میتوانید چیزهایی را که در داستان شخص دیگری توجه ویژهای به آنها شده است را دور بیندازد، آنگاه میتوان گفت که خوب پیش میروید.
دلسرد نشوید زیرا نوشتن، کار و زحمت زیادی دارد. این حقیقت تلخ وجود دارد و شما نمیتوانید از آن فرار کنید. من کتاب وداع با اسلحه را حداقل پنجاه بار نوشتم. شما باید دوباره کار کنید اولین پیشنویس هر چیزی، هیچ ارزش و محتوایی ندارد. هنگامی که برای اولین بار شروع به نوشتن میکنید، نوشتههایتان پر از ابهام و غلط است و خواننده هیچ برداشتی از متن شما نمیکند، اما بعد از اینکه کار را یاد گرفتید، هدف شما این است که همه چیز را به خواننده منتقل کنید تا او آن را نه به عنوان یک داستان که خوانده است، بلکه اتفاقی که برای خودش افتاده است، به یاد بیاورد. این آزمون واقعی نوشتن است. وقتی میتوانید این کار را انجام دهید، خواننده متن را با عمق جانش دریافت میکند. شما فقط سختکوشی میکنید و هرچه بهتر بنویسید سختتر خواهد بود زیرا هر داستانی باید بهتر از داستان آخر باشد. این سختترین کاری است که وجود دارد. من دوست دارم بیشتر از آنچه میتوانم بنویسم کارهای زیادی انجام دهم و میتوانم انجام دهم، اما وقتی نمینویسم احساس گناه میکنم. من در نوشتن استعداد دارم و احساس میکنم اگر ننویسم آن را هدر میدهم.
گاهی اوقات نمیتوانید، به نوشتن ادامه دهید. اگر برای مدتی در لایههای نوشتن غرق شوید، پس از هم مدتی هم بیرون میآیید. تنها چیزی که میتوانم به شما توصیه کنم ادامه نوشتن است، اما این کار دشوار طاقتفرسایی است. تنها دلیلی که از این طریق پول درمیآورم این است که من در نوشتن بسیار دقیق و گزیده کار هستم. از هر ده داستانی که مینویسم، فقط یکی خوب است و من نُه داستان دیگر را کنار میگذارم.
هرگز با نویسندگان زنده رقابت نکنید. شما نمیدانید که آنها خوب هستند یا نه. با نویسندگان فوتشدهای که میدانید خوب هستند رقابت کنید. سپس وقتی بتوانید از آنها الگو بگیرید، میتوانید یقین حاصل کنید که خوب پیش میروید. شما باید همه مطالب خوب را بخوانید تا بدانید که چه کاری انجام شده است، مانند داستانی که شخص دیگری نوشته است، داستان شما خوب نیست مگر اینکه بتوانید داستان بهتری بنویسید. اگر بتوانید آن را بهتر کنید، در هر هنری مجاز به الگوبرداری هر چیزی هستید، اما تمایل همیشه به جای کاهش باید رو به بالا باشد؛ و هرگز از کسی تقلید نکنید. تعریف سبک همین است. تقلید کورکورانه در واقع نشانگر بیحوصلگی یک نویسنده در خلق، نگارش و پدید آوردن آثار ادبی است. اگر سبکی برای خود داشته باشید، موفق هستید، اما اگر سعی کنید مانند دیگری بنویسید، بینظمی و پراکندگی آن نویسنده و همچنین سردرگمی و آشفتگی خودتان را در متن خواهید داشت.
وقتی شروع به نوشتن میکنید، همه آرزوی موفقیت دارند، اما وقتی خوب میشوید، آنها سعی میکنند، با حرفهایشان شما را بکشند. تنها راهی که میتوانید در اوج بمانید نوشتن مطالب خوب است.
۰ بازدید
مطالب مرتبط
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.


