معرفی و بررسی کتاب در پرتگاه حوادث

سازمان انرژی اتمی یکی از آن مراکز نامآشنایی بهشمار میرود که در چند دهه گذشته ایران را درگیر خود کرده است. نام این سازمان در بیش از بیست سال گذشته بیشتر در متن و گاهی در حاشیه خبرهای روز دنیا قرار داشته است و نگاههایی از داخل و خارج را به خود دوخته است اما بااینوجود پیشینه آن به سالهای دورتری بازمیگردد و به دورانی میرسد که تب انرژی هستهای دنیا را فرا گرفته بود و ایران نیز برای دور نماندن از قافله در سال ۱۳۵۳/۱۹۷۴ سازمان انرژی اتمی را تاسیس کرد تا فعالیتهایی که در این حوزه در چند سال گذشته انجام میشد با دقت و نظم بیشتری پیش رود.
نخستین رییس سازمان انرژی اتمی دکتر اکبر اعتماد بود که سالها در این زمینه در سوییس و ایران تحصیل و فعالیت کرده بود وازاینرو بهترین گزینه برای یک مسئولیت خطیر محسوب میشد. کتاب «در پرتگاه حوادث» به زندگی اکبر اعتماد در قالب یک مصاحبه مفصل میپردازد و در آن سالهای ریاست او در سازمان انرژی اتمی را مورد بررسی قرار میدهد.
این مصاحبه با کوشش محمدحسین یزدانی راه در طی سالهای ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۴ تهیه شده و با همت نشر اختران چاپ و روانه بازار شده است.
عضویت در توده، تحصیل در لوزان
اکبر اعتماد در سال ۱۳۰۹ در همدان زاده شد و در سالهای نوجوانی و جوانی به عضویت شاخه جوانان حزب توده درآمد. او در حزب عهدهدار مسئولیت مهم و خطرناکی میشود و به جمعآوری مقالات نویسندگانی که برای روزنامهی به سوی آینده، که وابسته به حزب توده بود مقاله مینوشتند و براساس نگرانیهای امنیتی مخفی شده بودند، میپرداخت.
اعتماد پس از پایان تحصیل در دبیرستان البرز به سوئیس سفر میکند و برای ادامه تحصیل در رشته مهندسی برق به پلیتکنیک لوزان میرود که البته این اولویت اعتماد محسوب نمیشد و خودش میگوید که علاقه داشت تا رشته فیزیک را دنبال کند اما بهخاطر شرایط مالی نمیتوانست سالهای زیادی را در سوئیس سپری کند و فیزیک رشتهای بود که تحصیل در آن زمان میبرد و ازاینرو رشته مهندسی برق گزینه مناسبتری بود.
اعتماد در خارج از کشور فعالیت در حزب توده را پیگیری میکند و به شعبه این حزب در اروپا میپیوندد اما سرانجام بر سر یک موضوعی از حزب توده دلسرد میشود:
«به جلسه حزب رفتم و گفتم: امروز خبر رسیده است که کارگران خیابان استالین در برلن شرقی اعتصاب کردهاند و از شما میخواهم به افتخار این کارگران یک دقیقه سکوت کنید.وقتی این حرف را زدم در جلسه دعوایی برپا شد، برای آنکه آن کارگران علیه یک نظام کمونیستی اعتصاب کرده بودند. گفتم: شما ادعا میکنید که از حقوق کارگران دفاع میکنید. آنها هم کارگر هستند. چرا از آنها دفاع نمیکنید؟ پاسخی به من داده نشد و از آن روز به بعد عمر تودهایبودن من هم به پایان رسید»
اعتماد در دوران حضور در سوئیس متوجه میشود که مرکزی با عنوان انستیتوی دولتی علوم و فنون هستهای در فرانسه تشکیل شده است تا مهندسان فعال در صنایع بتوانند در این رشته ادامه تحصیل دهند. اعتماد در ابتدا از کنسولگری فرانسه درخواست ویزای تحصیلی میکند اما بهخاطر فعالیتهای او در حزب توده این درخواست بدون پاسخ میماند بنابراین اعتماد مجبور میشود تا ویزای توریستی بگیرد و پس از ورود به فرانسه درخواست ویزای تحصیلی کرد که پلیس پاریس یک ویزای شش ماهه در اختیار او میگذارد تا تحصیل در انسیتو ممکن شود. بااینحال پس از گذشت شش ماه با تمدید مهلت ویزا مخالفت میشود و اعتماد به دلیل ورود به فرانسه با ویزای توریستی با هدف تحصیل و پایان این مهلت با خطر بازداشت روبهرو میشود و در نهایت فرانسه را ترک کرد. اعتماد به لوزان بازمیگردد و موفق میشود تا دکتری خود را دریافت کند و در یک موسسه هستهای به تحقیق و فعالیت مشغول شود.
بازگشت به ایران
اعتماد پس از مدتی حضور در سوئیس تصمیم میگیرد به ایران باز گردد و دانشی که در خارج کسب کرده است را با فعالیت در ایران انتقال دهد. او به اسخدام سازمان برنامه درمیآید زیرا این سازمان طرح ساخت راکتور تحقیقاتی را برعهده داشت اما فرد مناسب و متخصصی وجو نداشت تا آن را پیش ببرد بنابراین به دفتر رییس سازمان برنامه میرود و با ارائه مدارک خود تصمیم به حضور در این سازمان میگیرد و با گرمی از او استقبال میشود.
اعتماد در سازمان برنامه دست به تشکیل دفتر انرژی اتمی میزند و در پاسخ به این پرسش که «وظیفه دفتر انرژی اتمی چه بود؟» وظایف آن را بر میشمارد:
«وظیفه این دفتر علاوه بر ساختن راکتور اتمی دانشگاه تهران و آزمایشگاههای مربوط، ایجاد امکانات لازم برای توسعه فعالیتهای اتمی از جمله تحقیق در زمینههای مختلف اتمی، تربیت کارشناس اتمی، استفاده از رادیوایزوتوپها و اشعه اتمی در پزشکی، کشاورزی، صنعت و غیره بود.»
یکی دیگر از تصمیماتی که با کوشش اعتماد گرفته میشود تاسیس دانشگاه بوعلیسینا برای تدریس علوم با روشی نوین بود بهگونهای که نمونه آن در دانشگاههای دیگر پیدا نشود و اگر این روش در بوعلی سینا جواب داد آن را به دیگر دانشگاههای ایران نیز گسترش دهند. این دانشگاه پس از تاسیس گرفتار پیچوخمهای بروکراتیک میشود و آن روشی که در ذهن اعتماد بود کاملا به مرحله اجرا نمیرسد اما با این حال اعتماد بهعنوان عضوی از هیات امنای دانشگاه حضور دارد و به این مرکز آموزشی نوظهور دل میبندد بی خبر از اینکه مسئولیت مهمتری در انتظارش است.
نخستین رییس
مهمترین بخش کتاب «در پرتگاه حوادث» توضیحات و خاطرات اعتماد درباره سازمان انرژی اتمی است. اعتماد تعریف میکند محمدرضاشاه در جلسهای به هویدا یادآوری کرده بود که چرا درباره انرژی اتمی که پیش از این با دولت صحبتش شده بود اقدامی نمیشود و اکنون دیگر باید اعتماد این کار را برعهده بگیرد. پس از اینکه اعتماد به نیت شاه پی میبرد علیرغم علاقهای که به دانشگاه بوعلی سینا داشت تصمیم میگیرد پایهگذاری و ریاست سازمان انرژی اتمی را بپذیرد تا مبادا شخص بیاطلاعی مسئولیت این سازمان را در دست بگیرد و بهاینترتیب در سال ۱۳۵۳ سازمان انرژی اتمی تاسیس میشود.
اعتماد پس از پذیرفتن این سمت در گزارشی به شاه گفت که اگر اتم را برای تولید انرژی میخواهیم باید برای آن هزینه کنیم تا کارگشا باشد. افزایش بهای نفت در سالهای ۱۳۵۳-۱۳۵۲ سبب شد تا درآمد کشور افزایش یابد و منبع مهمی برای هزینههای انرژی اتمی فراهم شود.
اعتماد باور داشت که باید بخشی از درآمدهای بهدستآمده از نفت را در انرژی اتمی سرمایهگذاری کردکه هم کشور صنعتی شود و هم نسلهای آینده از آن بهره ببرند. این دیدگاه سبب شد تا سازمان گرفتار کمبود بودجه نباشد و هزینههای آن بدون برخورد با مانعی تامین شود.
اکبر اعتماد در پاسخ به این پرسش که آیا نگرانی جهانی از برنامه هستهای ایران وجود داشت میگوید که آمریکاییها از برنامه هستهای نگران بودند زیرا نمیدانستند در صورت دستیابی ایران به تکنولوژی هستهای همچنان این کشور استفاده صلحآمیز از این انرژی خواهد کرد یا اینکه به سمت ساخت سلاخ خواهد رفت؟ اعتماد ادامه میدهد که اخداث سریع نیروگاههای اتمی و استفاده ار راکتور آب سبک که با اهداف نظامی فاصله دارد این نگرانی آمریکاییها را کاهش داد اما کاملا برطرف نکرد زیرا مسئله آنها سوخت هستهای نیز بود:
«آمریکاییها اصرار داشتند که ما در این زمینه تصمیمی عاجلانه بگیریم. درواقع میخواستند سابقهای در این زمینه ایجاد کنند تا با آن سایر کشورها را زیر فشار قرار دهند تا همه از استفاده از پلوتونیوم برای سوخت نیروگاهها و در نتیجه از تجزیه سوخت صرفنظر کنند. این هم یکی از پایههای سیاست اتمی جیمی کارتر بود. در هر صورت زیر بار نرفتیم.»
یکی دیگر از مسائل مهمی که اعتماد در مصاحبهاش بیان میکند عقیده و تصمیم شاه درباره حرکت به سمت ساخت سلاح هستهای است. او اشاره میکند که در ابتدا نمیتوانست در این زمینه پرسشی مستقیم از شاه به عمل آورد زیرا بیم آن میرفت که پاسخ او مبهم باشد و نخواهد حقیقت را بگوید. اما یک روز گفتوگوی مفصلی میان شاه و رییس سازمان انرژی اتمی در این رابطه شکل میگیرد و شاه در آن سیاستهای نظامی ایران را شرح میدهد و استدلال میکند در این هنگام که ایران در برابر همسایگانش برتری نظامی دارد و آن را مرتب افزایش میدهد نیازی به بمب اتم نیست اما سپس حرف آینده را پیش میکشد و از روزی میگوید که شاید ایران قدرت برتری در منطقه نباشد و آن روز ممکن است ساخت سلاح هستهای درنظر گرفته شود.
جمعبندی
کتاب «در پرتگاه حوادث» تنها به زندگی شخصی و شغلی اکبر اعتماد نمیپردازد بلکه در کنار آن به رویدادهای گوناگون تاریخ معاصر در دوران حکومت پهلوی نیز اشاره میکند. در کتاب «در پرتگاه حوادث» گفتهها و نکتههای جالبی وجود دارد که ممکن است برخی از آنها جنبه یادآوری داشته باشند و شماری دیگر اطلاعات جدید محسوب بشود که جایی نخوانده و نشنیده باشید. ازاینرو این کتاب برای علاقهمندان به تاریخ معاصر و آنهایی که میخواهند آشنایی بیشتری با چهرههای تاثیرگذار ایران در چند دهه گذشته پیدا کنند، مناسب و خواندنی بهشمار میرود.
مطالب مرتبط
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.


