چرا نباید «شاه لیر» را با ترجمهی «علی سلامی» بخوانیم؟

بررسی دقیق بههمراه متن انگلیسی
Kent- I thought the King had more affected the Duke
of Albany than Cornwall
GLOUCESTER- It did always seem so to us, but now in the division of.
the kingdom, it appears not which of the dukes he
values most, for equalities are so weighed that
curiosity in neither can make choice of either’s moiety.
ترجمهی جواد پیمان
امیر کنت: چنین میپنداشتم که شهریار، امیر آلبانی را بیش از امیر کرنوال گرامی داشتهاند.
امیر گلاستر: همواره به دیدهی ما چنین مینمود. اما اکنون که سخن بر سر تقسیم ملک است آشکار نیست که مقام کدام یک والاتر است. زیرا مساوات چنان سنجیده رعیات شدهاست که دقت نمیتواند سهم یکی را بر دیگری برتری نهد.
ترجمهی علی سلامی
امیر کنت: گمان میکردم پادشاه، دوک آلبانی را بیش از دوک کورنوال دوست بدارد.
گلاستر: همواره در نظر ما نیز چنین مینمود. اما، اینک در تقسیم قلمروی سلطنت، به نظر نمیرسد کدام یک از دوکها را بیش ارج مینهد، زیرا سهم هریک چنان سنجیده شده، که با موشکافی در سهم آن دو، نمیتوان سهمی برتر برگزید.
GLOUCESTER
His breeding, sir, hath been at my
Charge. I have so often blushed to acknowledge
Him that now I am brazed to’t.
ترجمهی جواد پیمان
امیر گلاستر: قربان پرورش او به عهدهی من بوده است و من چون همواره شرم داشتم این موضوع را به او اطلاع بدهم، اینک شرمندهام.
ترجمهی علی سلامی
قربان پرورش او به عهدهی من بوده است.
بارها از پذیرفتن او به عنوان فرزندم شرم داشتهام، (!)
اما اکنون احساس آزرم برایم جایی ندارد.
Kent-I cannot wish the fault undone, the issue of it being so proper
ترجمهی جواد پیمان
امیر کنت: افسوس نمیخورم که چرا این گناه صورت گرفته، زیرا حاصل آن انسانی است بغایت زیبا.
ترجمهی علی سلامی
نمیتوانم آرزو کنم چنین گناهی صورت نگرفته باشد، زیرا ثمرهی آن جوانی بس رعناست.
GLOUCESTER -Kent banished thus? And France in choler parted
And the King gone tonight, prescribed his power,
Confined to exhibition? All this done
Upon the gad?—Edmund, how now? What news?
EDMUND-So please your Lordship, none. He puts a paper in his pocket.
GLOUCESTER -Why so earnestly seek you to put up that letter?
EDMUND-I know no news, my lord.
What paper were you reading?
EDMUND-Nothing, my lord.
GLOUCESTER -No? What needed then that terrible dispatch
of it into your pocket? The quality of nothing
hath not such need to hide itself. Let’s see. Come, if
it be nothing, I shall not need spectacles.
EDMUND -I beseech you, sir, pardon me. It is a letter
from my brother that I have not all o’erread; and
for so much as I have perused, I find it not fit for
your o’erlooking.
ترجمهی جواد پیمان
امیر گلاستر-کنت بدینگونه تبعید شد و پادشاه فرانسه با قهر و خشم کشور ما را ترک گفت. پادشاه نیز امشب رفت و اقتدار خود را رسما واگذاشت و خود به درآمدی اندک بسنده کرد. اینها همه حاصل شتاب در تصمیم است. ادماند، حالا چه خبر است؟
ادماند-اگر خداوندرا این گفته خوش میآید. (با شتاب نامه را پنهان میکند)
امیر گلاستر- چرا اینگونه آزمندانه و با شتاب آن نامه را به جیب فرو میبری؟
ادماند-ای سرور من، خبری نیست.
امیر گلاستر- آن نامه که میخواندی چه بود؟
ادماند-هیچ، آقا.
امیر گلاستر- هیچ؟ پس چه موجب شد که آنرا با شتاب هراسآمیز در جیب خود فرو بری؟ چیزی که ماهیتش هیچ است واجب نکند که بدان سان به شتاب پنهان شود. بگذار ببینم، بیا، اگر هیچ باشد از دیدنش دست میکشم.
ادماند-آقا تمنا دارم معذورم دارید. این نامه ایست از برادرم و هنوز همهی آن را نخواندهام و از آنچه خواندهام چنین دریافتهام که ارزش مطالعهی شما را ندارد.
ترجمهی علی سلامی
گلاستر: کنت بدین سان تبعید شد؟ و پادشاه فرانسه با خاطری رنجیده رفت؟ و پادشاه نیز امشب عزیمت کرد؟ قدرتش را تفویض کرد، و تنها عنوانش را حفظ کرد؟ و همهی این مسائل به ناگاه رخ داد؟ ادموند تویی؟ چه خبر؟
ادموند: به لطف سرورم، هیچ.
نامه را پنهان میکند.
گلاستر: پس چرا با این جدیت (؟) سعی دارید آن نامه را پنهان کنید؟
ادموند: خبری ندارم، سرورم.
گلاستر: چه سندی را میخواندید؟
ادموند: هیچ، سرورم.
گلاستر: خبری ندارید؟ پس چرا با این شتاب (؟) آن نامه را در جیبتان گذاشتید؟ ماهیت هیچ، نیازی به پنهان کردن خود ندارد. بگذارید نگاهی به آن بیندازم. زود باش اگر هیچ است، نیازی به عینک ندارم.
ادموند: سرورم، تمنا دارم مرا عفو بفرمایید. نامهای از سوی برادرم است که فرصت نکردم تمام آن را بخوانم و تا آنجایی که خواندهام، پسندیده نمیدانم آن را ببینید.
۰ بازدید
مطالب مرتبط
دیدگاهها(۴)
علی سلامی
متاسفانه کسانی که به اصطلاح نقد میکنند درکی از اصول نقد ندارند چه رسد به اینکه در مورد ترجمه عالیجناب شکسپیر صحبت کنند. علت خشم و کینه نویسنده را میفهمم و به خوبی آن را به ماهیت کینهتوزانه و تخریبگر این نوع به اصطلاح نویسنده یا منتقد نسبت میدهم. اول ایشان باید صلاحیت علمی این کار را داشته باشند. دوم، مشابهت دو با سه جمله در دو ترجمه به منزله سرقت نیست و یقینا مترجم این حق را دارد که از طریق قضایی به این مهملات و اتهامات رجوع کند. قلم شریف است و نمیتوانی آن را به دست بگیری به دیگران اتهام ببندی.
نبی روزگاری
درود بر استاد علی سلامی، متاسفانه امروزه در جامعه ما هر کس خود را صاحب نظر در تمام زمینه ها میپندارد و زخم خورده ترین رشته ها در دنیای اکادمیک قطعا ادبیات است، جرعت و جسارت برخی بدون گذراندن و تایید شدن در دنیای اکادمیک در اظهار نظر اکادمیک و جلوتر از آن زیر سوال بردن متخصصان و صاحب نظرانی فرهیخته چون شما آن هم از طرف افرادی بدون دستاورد و تخصص در این زمینه با لعابی از کلمات روی نفرت و حسادتی که پنهان کرده اند. دوستان امیدوارم با یک سرچ ساده از نام استاد به مقام، جایگاه و تخصص ایشان پی ببرید و آرزو حضور در کلاس های ایشان کنید. این همه نفرت را تابحال در یک نقد ندیده بودم
پیروز
استاد سلامی گرامی من شما را در بیرون از اینجا نمیشناسم اما به نظرم بهتر و زیباتر این است که این چند تا اشتباه در ترجمه این اثر را که به روشنی روز است بپذیرید چون بزرگی انسان به این نیست که اشتباه نکند بلکه به پذیرفتن خطاهاست بهرحال شما خود را با پذیرفتن اشتباهات بزرگتر میکنید نه کوچکتر. این چیزی است که باید مرسوم شود چون زیباست . من هم جای شاگرد شما هشتم هر روز اشتباه میکنم و بقیه به من میخندند ولی از نوشتن یا خلق دست نمیکشم.
علی
متاسفانه ما عادت کردیم با سواد کم، دیگران را به اشتباه قضاوت کنیم. دوست عزیز، اگر اشتباه بود می پذیرفتم ولی افترا، تهمت، بی اخلاقی را تاب نمی آورم. این خانم حتی یک جمله از متن شکپیر را درک نمیکند و صلاحیت اظهار نظر ندارد. قبلا از مدیر سایت خواستم این مطلب را حذف کنم در غیر این صورت اقدام قانونی میکنم هم از این سایت و هم از این خانم.


