نشود فاش کسی آنچه میان من و توست-شعر روز از هوشنگ ابتهاج

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامهرسان من توست
گوش کن با لب خاموش سخن میگویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست
گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همهجا زمزمه عشق نهان من و توست
گو بهار دل و جان باش و خزان باش، ارنه
ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست
این همه قصه فردوس و تمنای بهشت
گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست
نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل
هرکجا نامه عشق است نشان من و توست
سایه زآتشکده ماست فروغ مه و مهر
وه از این آتش روشن که به جان من و توست
۲ بازدید
مطالب مرتبط
دیدگاهها(۷)
Aida
سلام میخواستم بدونم که این شعر هوشنگ ابتهاج از کدوم کتاب شون هست؟
سجاد
سیاه مشق ۲
سلام
به شدت بیرقیب؛ آقای ابتهاج از الگوهای ماست.
علیرضا
چقدر دلنشین و زیبا خدایش بیامرزد
محمد
جاااانم❤️
مختارفلاحی
سلام جامه ی ما رسانه ودولت ما خیلی کم کاری کردند این اشعار پر مغز پرمعنی برای جوان امروز شناخته شده نیست خوانندگان و اشعار آبکی وبی معنی که میخونن بیشتر رایج هستند بین جوانان امروز یکی از دلایلش اینه که انگار جوانان ما بشدت بیسواد هستند و معنی این نوع غزل و شعر رو یا درک نمیکنن ویا درکش براشون سخت هست براهمین بیشتر میاد سراغ اشعاری که محتوای آنچنانی ندارند وخیلی ساده ودم دستی هستند یا بی معنی وبی مفهوم
مریم نوبهاری
واقعا زبانم قاصره از زیبایی این شعر،روح آدمو پرواز میده به ناکجا آباد ...🌹🌹


