رضا امیرخانی در کتاب رهش میخواهد بگوید که شهر دستخوش چه اتفاقاتی است و زیر نگاه نه چندان دقیق ما به کجا میرود و چه تغییراتی میکند. او این موضوع را در قالب داستان یک زوج که معمار هستند و با فرزند کوچک خود در تهران زندگی میکنند به تصویر میکشد.
کتاب رهش اثر رضا امیرخانی
کتاب رهش یا به تعبیر نویسندهی آن یعنی رضا امیرخانی که آن را «رهش» می خواند. اثری که در سال ۱۳۹۶ توسط نشر افق به چاپ رسید. این کتاب با موضوع نسبتا جدیدش مورد استقبال قرار گرفت و جایزهی اثر منتخب داستان بلند و رمان یازدهمین دورهی جایزهی ادبی جلال آل احمد را در سال ۱۳۹۷ نصیب امیرخانی کرد. همچنین این رمان در بخش سی و ششمین کتاب سال جمهوری اسلامی هم جایزه برد و مورد تحسین قرار گرفت.
[product-box product-code=9412]در کتاب رهش، رضا امیرخانی به سراغ توسعهی شهری میرود و در قالب یک داستان بلند، تاثیرات توسعهی شهری بر ابعاد گوناگون زندگی انسان امروز را به رشتهی تحریر درآورده است. کتاب رهش در قطع رقعی با جلد شومیز و در ۲۰۰ صفحه چاپ شده است. این اثر ۱۵ بار هم مورد تجدید چاپ قرار گرفته است. نام کتاب که با زیرکی انتخاب شده است، محل بحث است و به دو صورت میتواند تفسیر شود. یکی به عنوان مصدر رهیدن و دیگری برعکس کلمهی شهر است که موضوع اصلی کتاب رهش است.
داستان کتاب رهش
داستان کتاب رهش را از زاویهی دید یک خانم به نام لیا میخوانیم. زنی که در دورهی میانسالی قرار دارد. لیا و همسر او که از قضا معاون شهرداری هم هست، هر دو معمار هستند و فرزندی به نام ایلیا دارند. لیا دیگر مانند گذشته به معماری مشغول نیست و این روزها درگیر مراقبت از تنها فرزند خود است. فرزندی که دچار بیماری آسم شده است. بیماریای که درواقع معلول فضای آلودهی شهر تهران است اما انتقادات نویسنده در قالب این داستان تنها معطوف به آلودگی هوا نیست. بلکه به روند کلی تغییرات شهری در خلال توسعهی آن می پردازد. تغییراتی که خسارات جبرانناپذیری به لحاظ جسمانی و معنوی به مردم ساکن شهر وارد میکند.
ارتباطات عاطفی و صمیمانهی هممحله ایها و همسایهها که این روزها از بین میرود و دود و آلودگی که شهر را در خود میبلعد و صدماتی که به نسل جدید وارد میکند، همه از موضوعاتی هستند که از میان سطرهای کتاب رهش در یک داستان بیان شده است. درواقع نویسنده در داستان کتاب رهش مدام به مخاطب نهیب میزند. گویی میخواهد او را نسبت به وضع کنونی که در زیر پردهای از شهرنشینی جذاب ولی بیاصول پنهان شده، آگاهش کند.
معرفی شخصیت های کتاب رهش
کاراکترهای اصلی و شخصیتهای اول کتاب، لیا و همسرش هستند. لیا یک زن میانسال معمار است که مادر کودکی بیمار است. علا همسر لیا هم معمار است و در شهرداری سمت معاونت دارد. او تقریبا به لیا و فرزند خود بیتوجه است و تمام حواس خود را به کارش معطوف کرده است. ایلیا فرزند لیا و علا، پسر کوچکی است که دچار بیماری آسم است.
این خانوادهی سه نفره در خانهی پدری لیا که یک خانه قدیمی و ویلایی در محلهی دارآباد تهران است، زندگی میکنند. جایی که جز دو خانهی ویلایی بقیهی محله تبدیل به برجها و آپارتمانهای سر به فلک کشیده شدهاند که مثل قارچ از زمین سر برآوردهاند. در این میان، این خانواده یک همسایه هم دارند که آقای فروزان نام دارد و ملک موقوفی عموی لیا را که آن هم یک خانه ویلایی درست کنار خانه لیا است، خریده و سودای ساخت یک برج بلند در آن زمین را در سر میپروراند.

بخشی از متن رمان رهش
«اولین بار که مریضی او را فهمیدم، تمام پنجرههای جنوبی آفتابگیرِ اولین نقشه را کوچک گرفتم. بعدها وقتی مجبور بودم در ژوژمان شرکت حاضر شوم، فهمیدم در ناخودآگاه تلاش کردهام تا ارتباط فرزندان ساکنان را با هوا قطع کنم! یکهوا نورگیر غرب را که زیر شش متر فاصله داشت با دیوار روبهرو و قانونا باید با شیشه مشجر طرح میزدم، پنجره عریض میگرفتم که فرزندان ساکنان، باد غرب را حس کنند.»
«چه فرقی دارد فرزند من با جانباز شیمیایی که در جنگ آسیب دیده است؟ حالا گیرم با رزمندهی داوطلب یکی نباشد. چه تفاوتی دارد با کودک حلبچه ای؟ علا که میرود و در سمینار آسیبهای شیمیایی چفیه گردن میاندازد و به جانبازان، روی سن سالن شهرداری گل میدهد، نباید به ایلیا هم گل بدهد؟»
استقبال از کتاب رهش
کتاب رهش رضا امیرخانی با استقبال فراوانی روبهرو شد. او پیش از این با رمانهای من او، ارمیا، قیدار و بیوطن شناخته میشد. جشن امضای کتاب رهش که در ۱۹ بهمن ماه ۹۶ برگزار شده و با استقبال بی نظیری روبهرو شد. برای مثال، صفی طولانی در پیادهروی شرقی خیابان انقلاب برای امضای کتاب رهش توسط رضا امیرخانی تشکیل شده بود. حتی وزیر فرهنگ و ارشاد کشور، عباس صالحی به این اتفاق واکنشی مثبت نشان داد. او در حساب توییتری خود از کتاب رهش به عنوان یک اتفاق خوب یاد کرد.

نگاهی اجمالی به کتاب رهش
رضا امیرخانی در رمان زیبای رهش به سراغ موضوع خوبی رفته است که برای عموم مردم قابل درک و لمس است. البته نثر امیرخانی مثل کتابهای دیگرش ویژگیهای خاص خود را دارد. ممکن است اصطلاحات تخصصی و کلمه های ناآشنایی را در متن او ببینید. کلماتی که در وهلهی اول معنی آنها را ندانید. همچنین نگارش امیرخانی هم منحصر به فرد است. یعنی کلمات را به گونهای خاص مینویسد. نام خود کتاب به قلم امیرخانی رهش است و از این دست خلاقیتهای خاص او را در طول کتاب به کرات میبینیم.