«عبدالباقی طبیب اصفهانی» یکی از شاعران برجسته‌ی کلاسیک در شعر و ادبیات ایران است که با مضامین عاشقانه و عرفانی، از شاعران قرن دوازدهم و دوره‌ی بازگشت ادبی محسوب می‌شود.
این دوره زمانی است که سبک هندی به ابتذال کشیده شده بود و تغییری درجریان حرکت شاعران صورت گرفت که ‌آن‌ها را به سبک سعدی، منوچهری، خاقانی و انوری بازگرداند و نزدیک کرد. غزلی که می‌خوانیم یکی از برترین آثار این شاعر نامدار به حساب می‌آید.

[product-box product-code=’58665′]


غمش در نهان‌خانه‌ی دل نشیند
به نازی که لیلی به محمل نشیند

به دنبال محمل چنان زار گریم
که از گریه‌ام ناقه در گل نشیند

خلد گر به پا خاری، آسان برآرم
چه سازم به خاری كه در دل نشيند؟

پی ناقه‌اش رفتم آهسته، ترسم
غباری به دامان محمل نشيند

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست مشکل نشیند

عجب نيست خندد اگر گل به سروی
كه در اين چمن پای در گل نشيند

بنازم به بزم محبّت که آنجا
گدایی به شاهی مقابل نشیند

طبيب، از طلب در دو گيتی مياسا
کسی چون ميان دو منزل نشيند؟

عبدالباقی طبیب اصفهانی از بزرگان شهر اصفهان و از سران خاندان حکیم سلطان محسوب می‌شد که در دربار نادرشاه افشار و شاه سلطان حسین صفوی به عنوان حکیم، از مقام بالایی برخوردار بود. دیوان اشعار او شامل غزلیات، قصاید، قطعات، رباعیات و مثنوی «محمود و ایاز» می‌شود.

دسته بندی شده در: