صفحه اصلی > معرفی کتاب : معرفی کتاب اندیشه‌ی البرز؛ یادنامه‌ی دکتر محمدعلی مجتهدی

معرفی کتاب اندیشه‌ی البرز؛ یادنامه‌ی دکتر محمدعلی مجتهدی

معرفی کتاب اندیشه‌ی البرز

ایران در دوران معاصر چهره‌های درخشان و ماندگاری را به خود دیده است که هر کدام گوشه‌ای از سفره‌ی پهناور و پربار دانش و فرهنگ این کشور را گرفته بودند. این چهره‌ها با فعالیت‌های خود میراثی به یادگار گذاشته‌اند که شایسته احترام و افتخار است و بر همین اساس از آنها به نیکی یاد می‌شود. محمدعلی مجتهدی یکی از همین چهره‌ها به‌شمار می‌رود که با مدیریت دبیرستان البرز و بنیان‌گذاری دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر آن زمان) شناخته می‌شود.

کتاب اندیشه البرز یادنامه‌ای برای دکتر محمدعلی مجتهدی است که با کوشش بهرام بیانی نوشته و گردآوری شده و با همت نشر ماهی به بازار راه یافته است. این کتاب به به فعالیت‌ها و خدمات مجتهدی در مقام یک رییس کارآمد می‌پردازد و فرازونشیب زندگی او در این عرصه را توضیح می‌دهد.

تهران پاریس تهران

محمدعلی مجتهدی در سال 1310 در آزمون اعزام محصل شرکت می‌کند و همراه با چهارمین گروه محصلین اعزامی به فرانسه می‌رود. وزارت فرهنگ در ابتدا تشخیص داده بود تا محمدعلی به سبب نمرات ممتازی که کسب کرده است به تحصیل در رشته‌ی پزشکی بپردازد اما او به پزشکی علاقه‌مند نبود و دل در گروی رشته ریاضیات داشت. از این‌رو مجتهدی جوان به وزارت فرهنگ می‌رود و با ملاقات مسئول بخش مربوط به دانشجویان اعزامی و به او می‌گوید چطور می‌توانم در رشته‌ای که به آن علاقه‌مند نیستم تحصیل کنم؟ و سرانجام موفق می‌شود تا مسئول مربوطه را راضی کند و در رشته دلخواهش به تحصیل مشغول شود.

مجتهدی در فرانسه دانشجویی منظم و متعهدی محسوب می‌شد و با پشتکار توانست دوران تحصیل را به پایان برساند و در سال 1938/1317 موفق به دریافت دکترای رشته ریاضی از دانشگاه سوربن شود. او پس از دریافت مدرک به ایران باز می‌گردد تا در کشور خود خدمت کند و این اولین نشانه از میهن‌دوستی مجتهدی به‌شمار می‌رفت آنطور که بهرام بیانی می‌گوید:

«در دانشگاه پاریس به مجتهدی پیشنهاد شد به تحقیقات ریاضی خود ادامه دهد… چند سال بعد، مجددا به او پیشنهاد کردند برای کار دانشگاهی به فرانسه برگردد، اما در نظر مجتهدی کوشش برای بالابردن سطح تحصیلات متوسطه در ایران به استادی ریاضی در دانشگاه‌های اروپا ارجحیت داشت.»

مجتهدی پس از بازگشت به ایران و گذراندن دوره نظام وظیفه، در دبیرستان البرز مشغول به کار می‌شود و علاوه بر دبیری درس مکانیک ریاست بخش شبانه‌روزی این دبیرستان را نیز برعهده می‌گیرد و مسیر حرفه‌ای‌اش آغاز می‌شود.

البرز زنده می‌شود

پس از مدتی به مجتهدی پیشنهاد شد تا به دانشکده فنی دانشگاه تهران برود و استاد درس جبر و آنالیز شود او این پیشنهاد می‌پذیرد اما آنچه از مجتهدی چهره‌ای درخشان ساخت انتخاب او به ریاست دبیرستان البرز بود که در سال 1323 اتفاق افتاد. جایگاه دبیرستان البرز تا آن سال روندی نزولی داشت و اگر این روند ادامه پیدا می‌کرد فقط خاطراتی دوردست از این محیط آموزشی برجای می‌ماند. از این‌رو نقش مجتهدی زمانی برجسته می‌شود که در سال 1328 از مجموع 40 نفری که در دانشکده‌ی فنی دانشگاه تهران پذیرفته شدند 29 نفر دانش‌آموخته دبیرستان البرز بودند که این آماری چشمگیر و تحسین‌برانگیز است و حاصل اصلاحاتی به‌شمار می‌رود که مجتهدی در طی مدت نه‌چندان زیادی در این دبیرستان انجام داد.

این موفقیت‌ها سبب شد تا عده‌ای از همکاران مجتهدی به شایعه‌پراکنی برضد او روی بیاورند و رییس دبیرستان البرز را متهم کنند که با توده‌ای‌ها سروکار دارد و خودش هم توده‌ای است واز آن‌جایی که حزب خائن و منفور توده که نوکران دست‌به‌سینه و غلامان حلقه‌به‌گوش شوروی‌ها بودند و حکومت پهلوی نیز این حزب را غیرقانونی اعلام کرده بود، این اتهام بی‌رحمانه بود و آنگونه که بهرام بیانی می‌گوید منجر به این شد که دکتر محمود حسابی که وزیر وقت فرهنگ بود و دلخوری شخصی از مجتهدی داشت  او را از ریاست دبیرستان البرز برکنار کند.

آغاز دلخوری حسابی از مجتهدی به آنجا برمی‌گردد که مجتهدی گفت‌وگوی اینشتین با حسابی درباره نظریه فیزیک نوین را به دور از حقیقت می‌دانست آنطور که در کتاب «اندیشه البرز» می‌خوانیم:

«مجتهدی در حضور بعضی استادان دانشگاه به حسابی می‌گوید جلسه‌ای بگذارد و درباره این ملاقات و نتایجش صحبت کند. حسابی هرگز چنین جلسه‌ای نگذاشت. مجتهدی گفت‌وگوی حسابی و اینشتین درباره نظریه حسابی در فیزیک جدید را شوخی می‌دانست. سر کلاس گفت بود: «اینشتین گفته است که من نظریه دکتر حسابی را خواندم و از آن چیزی نفهمیدم. وقتی با حسابی صحبت کردم، متوجه شدم خودش هم چیزی نفهمیده است. (به نقل از موسوی ماکویی)»

این دلخوری شاید دکتر حسابی را ترغیب کرده باشد تا با قبول شایعات بی‌پایه‌واساس بر ضد مجتهدی او را از ریاست البرز برکنار کند. اما پس از مدتی محمد مصدق، نخست‌وزیر وقت دستور داد تا تحقیقاتی درباره راستی‌آزمایی این شایعات شود و نتیجه به بی‌گناهی مجتهدی منجر شد و او دوباره به مقام خود بازگشت.

دستاوردها و دردسرها

در سال 1341 مجتهدی بنا به درخواست دکتر پرویز خانلری که در آن زمان وزیر فرهنگ بود مسئولیت اداره دانشگاه پلی‌تکنیک تهران (امیرکبیر فعلی) را برعهده گرفت اما ماجراهای دردسرساز اینجا هم دست از سر مجتهدی برنداشت و سرانجام به برکناری او در سال 1344 انجامید. ماجرا به آنجا برمی‌گردد که دانشجویی به‌نام پرویز نیکخواه که در انگلیس تحصیل می‌کرد و از مخالفان فعال شاه در آن کشور به‌حساب می‌آمد در سال 1342 به ایران بازمی‌گردد و می‌خواهد در شرکت ملی نفت استخدام شود اما ساواک به‌خاطر فعالیت‌های او در خارج از کشور به او این اجازه را نمی‌دهد. ازاین‌رو نیک‌خواه به دانشگاه پلی‌تکنیک می‌رود تا شانس خود را در آنجا امتحان کند و از آنجایی که مجتهدی علاقه‌ای به دخالت دستگاه‌های امنیتی در اداره دانشگاه نداشت درباره سوابق نیکخواه از ساواک استعلام نمی‌گیرد و او را استخدام می‌کند.

پس از مدتی در فروردین 1344 شاه مورد سوقصد قرار می‌گیرد و ساواک، پرویز نیک‌خواه و گروهی دیگر را به اتهام سازماندهی این ترور دستگیر می‌کند. این رویداد بهانه به دست بدخواهان مجتهدی می‌دهد تا زمینه را برای برکناری او به بهانه‌ی ناتوانی‌اش در اداره دانشگاه فراهم کنند و در این راه به موفقیت هم برسند.

بااین‌حال در مهرماه 1344 محمدرضاشاه براساس دو ویژگی او که عبارتنداز «غیرسیاسی بودن او» و «محبوبیت او در میان البرزی‌ها» به مجتهدی دو گزینه پیشنهاد می‌کند تا یکی از آنها را بپذیرد: یا به اروپا برود و سرپرست دانشجویان خارج از کشور شود و یا اینکه دانشگاهی در داخل کشور تاسیس کند. مجتهدی دومین گزینه را انتخاب می‌کند و در طی تنها 10 ماه و با جذب 70 نفر از بهترین استادان ایرانی که برخی از آنها در خارج از کشور فعالیت می‌کردند و با برگزاری اولین آزمون ورودی در سال 1345 دانشگاه صنعتی آریامهر را تاسیس می‌کند.

این دستاورد بزرگی برای کشور بود و بهرام بیانی نیز از قول مخالفان مجتهدی می‌گوید که شاه در آبان 1345 و در هنگام بازدید از دانشگاه چنان از مجتهدی تعریف می‌کند که نمونه‌اش در دوران 37‌ساله‌ی حکومتش دیده نمی‌شود.

تیغ تند بدخواهی و صدای ناهنجار شایعه‌پراکنی در دانشگاه آریامهر نیز به سراغ مجتهدی آمد و هوشنگ منتصری که معاون او به‌شمار می‌رفت گرگی در لباس میش بود زیرا در ظاهر از سیاست‌های مجتهدی حمایت می‌کرد اما دانشجویان را به اعتصاب و تحصن برضد مجتهدی دعوت می‌کرد و به آنها می‌گفت که مجتهدی فقط زبان زور را می‌فهمد. حتی بدخواهان مجتهدی در دانشگاه او را به دزدی متهم کردند که همین اتهام ناجوانمردانه سبب شد تا مجتهدی دچار سکته قلبی شود.

همین حرکت‌های دانشجویی تحریک‌شده و«ازکاه کوه ساختن‌ها» سبب شد تا محمدرضاشاه، مجتهدی را به بهانه ناتوانی در اداره دانشگاه در سال 1346 از کار برکنار کند و این اقدام سبب شد تا او تا سال 1357 به همان ریاست دبیرستان البرز مشغول باشد.

پایان

محمدعلی مجتهدی پس از انقلاب از ریاست دبیرستان البرز کناره‌گیری می‌کند و در سال 1361 حقوق بازنشستگی‌اش به اتهام «مشارکت در تحکیم پایه‌های رژیم سلطنت» قطع می‌شود و در نهایت محبور به ترک اجباری میهنش می‌شود تا اینکه در سال 1376 از دنیا می‌رود.

کتاب اندیشه البرز برای آنهایی که می‌خواهند با یکی از چهره‌های تاثیرگذار و تحسین‌برانگیز ایران در دوران معاصر آشنا شوند اثری مناسب و خواندنی به‌شمار می‌رود.

مقالات مرتبط

معرفی و بررسی کتاب نه آدمی اثر اوسامو دازای

در این مطلب می‌خواهم به سراغ یکی از شناخته‌شده‌ترین و در عین…

شهریور 17, 1405

بررسی کتاب‌های هوش هیجانی و هوش اجتماعی از دنیل گلمن

در دهه‌های پایانی قرن بیستم، تصور عمومی بر این بود که موفقیت…

شهریور 14, 1405

معرفی کتاب ژاپن رویاروی جهان

امروزه مردم جهان ژاپن را چگونه می‌شناسند و در ذهنشان تداعی می‌شود؟…

شهریور 2, 1405

دیدگاهتان را بنویسید