ويلی: تو اين‌جا چه‌كار مي‌كنی؟
چارلی: خوابم نمي‌برد. قلبم داشت آتیش مي‌گرفت…
ويلی: خوب، معلومه غذا خوردن بلد نيستی! بايد يه چيزی راجع به ويتامين و اين حرفا ياد بگيری.
چارلی: اون ويتامينا چه فايده‌ای دارن؟
ويلی: اونا استخوناتو درست می‌كنن.
چارلی: آره، اما قلب آدم كه استخون نيست…!

در مطلبی با عنوان فروشنده و حراجی آقای فرهادی به معرفی و بررسی فیلم فروشنده پرداخته‌ایم.

دسته بندی شده در: