بیشتر انسان‌ها در زندگی خود عشق‌ورزی کرده‌اند و مورد عشق‌ورزی قرار گرفته‌اند و می‌دانند که عشق‌ورزی حس خوبی به آن‌ها و دیگران می‌دهد و نیازی تلقی می‌شود که باید برآورده شود. همه‌ی ما می‌خواهیم از مهربانی و محبت بهره‌مند گردیم و دوست بداریم و دوست‌ داشته شویم. درست است که عشق‌ورزی حس خوب و خوشی به ما می‌دهد اما کاری نیست که به‌سادگی از عهده‌ی همه برآید و نیاز به آموزش و مهارت دارد به‌ویژه برای افرادی که در برقراری یا حفظ روابط عاطفی با دشواری روبه‌رو شده‌اند و یا تجربه‌ی شکست‌خورده‌ای در این زمینه دارند و به‌دنبال راهی می‌گردند تا بتوانند این حس خوب را با تمام وجود به‌دست بیاورند. ما در این‌جا می‌خواهیم تا جملاتی از کتابی را به شما معرفی کنیم که به موضوع عشق‌ورزیدن می‌پردازد و برای آن راهکارهایی را ارائه می‌دهد.

این کتاب پنج زبان عشق مجردها نام دارد و به‌قلم گری چپمن نوشته شده است. پیش از آنکه به سراغ کتاب برویم بهتر است کمی با گری چپمن آشنا شویم؛ پس با ما همراه باشید.

آشنایی با گری چپمن، نویسنده‌ی کتاب پنج زبان عشق مجردها

گری چپمن، نویسنده، کشیش باپتیست و مشاور ازدواج و خانواده آمریکایی است که در سال ۱۹۳۸ چشم به جهان گشود. او دانش‌آموخته‌ی رشته‌هایی مانند هنر و فلسفه و انسان‌شناسی به‌شمار می‌آید و زمانی به‌عنوان کشیش در کلیسای یکی از شاخه‌های مسیحیت پروتستان فعالیت می‌کرد. نسخه‌ی اصلی پنج زبان عشق برای روابط زناشویی در سال ۱۹۹۲ و کتاب  پنج زبان عشق برای مجردها یکی از شناخته‌شده‌ترین کتاب‌های چپمن محسوب می‌شود که در سال ۲۰۰۴ چاپ و منتشر شده است.

جملات زیبای کتاب ۵ زبان عشق برای مجردها

شما به‌عنوان فردی مجرد، در هر زمینه‌ای می‌خواهید افراد مهم زندگی‌تان شما را دوست داشته باشند. می‌خواهید باور کنید که دیگران هم به عشق شما نیازمندند. عشق‌ورزی و دوست‌داشته‌شدن به هر انسانی احساس خوشبختی می‌دهد. اگر احساس کنید محبوب و مورد نیاز هستید، می‌توانید فشار زندگی را تحمل کنید، اما بدون عشق، زندگی بسیار دشوار و تحمل‌ناپذیر می‌شود.

ما موجوداتی اجتماعی هستیم. همه‌ی انسان‌هایی که در جامعه زندگی می‌کنند و بیشتر مردم، در جستجوی تعاملات اجتماعی هستند. در فرهنگ غرب، جداکردن فرد از بقیه یکی از سخت‌ترین مجازات‌ها محسوب می‌شود.

روابط مثبت و تاییدکننده، شادی فراوان به ارمغان می‌آورد اما روابط ضعیف دردی عمیق ایجاد می‌کند. به‌جرات می‌توانم بگویم که بیشترین شادی زندگی منوط به روابط خوب، و عمیق‌ترین رنجش زندگی ناشی از روابط بد است. اگر احساس کنید مادرتان دوست‌تان دارد، روابط مادرانه به شما احساس شادی و آرامش می‌دهد. از طرف دیگر اگر رابطه‌ی خوبی با مادرتان ندارید، به‌احتمال زیاد از طردشدن رنج می‌برید.

هیچ رابطه‌ای هرگز در یک حالت باقی نمی‌ماند. همه‌ی ما تغییراتی را در روابط مشاهده می‌کنیم اما عده‌ی کمی از ما دلیل بهتر یا بدترشدن یک رابطه را تجزیه و تحلیل می‌کنیم. بیشتر مجردهایی که طلاق گرفته‌اند از ابتدا به‌قصد جداشدن ازدواج نکرده‌اند. در حقیقت بیشتر آن‌ها هنگام ازدواج بسیار خوش‌حال بودند. آن‌ها روابط زناشویی‌شان را مثبت، عاشقانه و قطعی می‌دانستند.

عشق متعهدانه، عشقی آگاهانه است. عشقی عمدی است. متعهد به عشق‌ورزی‌بودن در هر موقعیت و هر زمان، به فکر و عمل نیاز دارد. منتظر انگیزه‌های هیجانی نمی‌شوید بلکه تصمیم می‌گیرید به علایق طرف مقابل توجه کنید زیرا به خوشبخت‌کردن طرف مقابل متعهد شده‌اید.

رفتار ما در عواطف طرف مقابل ما تاثیر می‌گذارد. درحقیقت، اگر یاد بگیریم عشقمان را به‌زبان عشق طرف مقابل ابراز کنیم، او احساس می‌کند دوستش داریم. چنانچه این شخص هم به زبان عشق با ما بگوید، نیاز عاطفی ما را با عشق برآورده می‌سازد و ما از رضایت احساسی مبتنی بر عشق بهره‌مند می‌شویم و عشق ما دوام بیشتری خواهد داشت.

دنیای مجردها پر از کسانی است که سزاوار تحسین هستند. مادر مجردی که برای حمایت از خانواده‌اش و تامین هزینه‌ی تحصیل فرزندانش کار می‌کند، لایق بالاترین درودهاست. کسی که طعم تلخ طلاق را چشیده اما با نگرشی مثبت به آینده امیدوار است، سزاوار تحسین است. کسی که با بیماری سرطان دست‌و‌پنجه نرم می‌کند و با استفاده از انرژی‌هایش در جهتی مثبت، به‌خوبی نگرش و روحیه‌اش را حفظ کرده، استحقاق بهترین تحسین‌ها را دارد. مجردی که زمان و انرژی خود را صرف کمک به کودکان محروم می‌کند تا به اهداف آموزشی‌شان برسند، سزاوار تحسین است. اطراف ما پر از کسانی است که هر روز برای سودرساندن به دیگران وقت صرف می‌کنند. این‌ها نیاز دارند کلمات تحسین‌آمیز بشنوند.

گاهی کلمات ما یک‌چیز می‌گویند، اما لحن ما چیز دیگری. ما دو پیام می‌فرستیم، مردم معمولا پیام ما را بر اساس لحن ما تفسیر می‌کنند، نه کلماتی که به‌کار می‌بریم.

بسیاری از مردم اتفاقات دیروز و امروز را با هم درهم می‌آمیزند. اصرار دارند شکست‌های گذشته را به امروز ربط دهند و با این کار روز شگفت‌انگیزی را تباه می‌کنند. وقتی احساس تلخی، رنجش و انتقام وارد قلب انسان می‌شود، محال است بتوان کلمات تاییدآمیز را بر زبان آورد. بهترین کاری که می‌توانیم با گذشته انجام دهیم این است که آن را به تاریخ بسپاریم.

رهاکردن به معنای بخشش نیست. بخشش پاسخی است به اعتراف. ابتدا قلب خودم را از رنجش و خشم رها می‌کنم و دیگر از درون، خودم را نمی‌خورم. بخشش یعنی انتخاب دوست‌داشتن دیگران، با وجود خطاهایی که در حق من کرده‌اند. این، رابطه را احیا نمی‌کند اما به من اجازه می‌دهد در آرامش زندگی کنم و به دیگران عشق بورزم.

اگر کسی بخواهد عاشق باشد، باید با دقت به کلماتی که به همکاران، همسایه‌ها، دوستان نزدیک، والدین، همسر سابق و فروشندگان فروشگاه محله می‌زند، توجه کند. حرفی که می‌زنم و نحوه‌ی بیان آن روابط مرا تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. کلمات تاییدآمیز، روابط را تقویت می‌کنند. کلمات خشونت‌آمیز و محکوم‌کننده، روابط را نابود می‌کنند.

بسیاری از کسانی که خیلی راحت حرف می‌زنند ممکن است به همین اندازه در شنیدن مشکل داشته باشند. آنان شنودگان خوبی نیستند. فقط آن‌قدر گوش می‌دهند که موضوع گفت‌وگو را بفهمند و بعد افکار خودشان را درباره‌ی آن موضوع با شما درمیان می‌گذارند. اگر مشکل شخصی خود را با آن‌ها درمیان بگذارید، سریع به شما می‌گویند درآن‌باره چه باید بکنید، چون عادت دارند که مشکلات را تجزیه و تحلیل کنند و راه‌حل بدهند. اما عادت ندارند همدلانه گوش کنند و نظر طرف مقابل را خوب درک کنند.

هفته‌ای که به زبان اصلی عشق فرد مقابل خود صحبت می‌کنید متوجه تفاوت در پاسخ او می‌شوید. چشمان او برق می‌زند و قدردان‌تر از همیشه است، و ممکن است حتی برای حرفی که زدید یا کاری که انجام دادید، به‌طور کتبی از شما قدردانی کند.

کشف زبان عشق دیگران به زمان، تلاش و فکر نیاز دارد. اما اگر بخواهید در ارتباط و نشان‌دادن عشق خود موثر باشید، زمان آن است که درست و حسابی روی آن سرمایه‌گذاری کنید. یادگیری زبان عشق یک نفر دیگر، کلید ارتباط خوب احساسی است و نشان می‌دهد شما به خوشبختی او علاقه‌مندید.

نکته‌ی شگفت‌انگیز درباره‌ی عشق این است که در اسارت احساسات ما نمی‌ماند. ممکن است از والدین خود برنجیم. ممکن است احساس طردشدگی، ناامیدی، درماندگی و حتی افسردگی کنیم، اما هنوز می‌توانیم عشق خود را به آن‌ها ابراز کنیم. عشق، احساس نیست، بلکه نگرشی است که با رفتارهای مناسب تطابق دارد. عشق با رفتاری معنادار و مثبت مفهوم می‌یابد.

روابط با خواهر و برادر بیشتر اوقات با اتفاقات دوران کودکی و نوجوانی پررنگ می‌شود. ماهیت رابطه در سال‌های کودکی، در رابطه‌ی دوران بزرگ‌سالی تاثیر می‌گذارد. ممکن است این تاثیر مثبت یا منفی باشد. اگر رابطه مثبت است فقط می‌تواند با کشف زبان عشق خواهر یا برادرتان به‌طور منظم و حرف‌زدن به آن زبان ارتقا یابد. اگر تاثیرات منفی دوران کودکی به دوران بزرگسالی نیز تسری یافته است، پس هیچ‌چیز جز صحبت‌کردن به زبان عشق آن‌ها نمی‌تواند آزردگی‌های گذشته را التیام ببخشد.

معاشرت فرصتی فراهم می‌کند تا برداشت‌هایی را که جهان پیرامون در ذهن ما ایجاد کرده درهم بشکنیم و یاد بگیریم به انسان‌ها به دید شخص نگاه کنیم نه کالا یا شی.

دسته بندی شده در: