کتابی به نام قدرت شروع ناقص در خارج از ایران وجود ندارد! این نام برگرفته از مقاله‌ای است تحت عنوان «The Power of Imperfect Starts» که در سایت جیمز کلیر موجود است. جیمز کلیر که به واسطه کتاب پرفروشش عادت‌های اتمی شناخته شده است، مقالات زیادی با موضوعات توسعه فردی و سبک زندگی در وبلاگش دارد و موضوع از این قرار است که چندین انتشارات در ایران اقدام به ترجمه و انتشار تعدادی از این مقالات در قالب یک کتاب کرده‌اند.

در این مطلب قصد داریم جملاتی از این کتاب را بیان کرده و توضیحاتی پیرامون ترفندهای جیمز کلیر برای بهره‌وری و اثربخشیِ بیشتر و زندگی بهتر ارائه نماییم.

آنچه در ادامه می‌خوانید:

  • قدرت شروع ناقص؛ ایده‌آل‌گرایی را رها کنید!
  • اثر دومینو
  • پنج گام برای داشتن ذهنی خلاق‌تر
  • پنج خطای فکری رایج در تصمیم‌گیری

قدرت شروع ناقص؛ ایده‌آل‌گرایی را رها کنید!

گاهی وسواس درباره بهترین راهبرد، بهترین رژیم غذایی و بهترین باشگاه گلف، راهی زیرکانه برای فرار از انجام کارهای سخت است.

کلیر در این فصل به دو مطلب می‌پردازد. یکی اینکه به قول ست گادین (Seth Godin) نویسنده و کارآفرین معروف، اگر از خود توقع بالایی داشته باشید، سخت‌تر شروع می‌کنید. از نظر نویسنده، هرچقدر از بهینه‌سازی و ایده‌آل‌گرایی فاصله بگیرید، راحت‌تر شروع می‌کنید. اگر هدف را رها کنید و صرفا با خود بگویید که به جای خواندن ۲۰ صفحه کتاب، فقط می‌خواهید کتاب را دست بگیرید و نصف صفحه بخوانید، در کمال تعجب خواهید دید که چند دقیقه است مشغول مطالعه‌اید و ۲ صفحه خوانده‌اید. اگر در ابتدا به همین شروع ناقص اکتفا کنید، خواهید توانست به مرور زمان میزان مطالعه‌تان را افزایش دهید.

هرچند این راهکار ممکن است برای هر موضوعی یا برای هر کسی جواب ندهد و بعد از مدتی تبدیل به کسی شوید که هزاران پرونده نیمه باز دارد که شروع کرده و ادامه نداده است. اما در نقطه مقابل کسی را داریم که همیشه از اهداف و آرزوهایش صحبت می‌کند، درحالی‌که تاکنون هیچ کاری را شروع نکرده و همواره منتظر است تا زمان مناسب فرا برسد.

افرادی که هیچ کاری را شروع نکرده‌اند، گهگاه شروع به مقصر کردن دیگران نیز می‌کنند. کلیر می‌گوید ممکن است شما از بازی گلفتان راضی نباشید و تقصیر را به گردن باشگاهتان بیندازید. ولی واقعیت این است که شما فقط به دو سال تمرین نیاز دارید. با مقصر دانستن دیگران، این واقعیت تغییر نمی‌کند.

نکته دیگر در مورد شروع کردن، این است که ما در آغاز کار، خود را با افراد موفق در آن کار مقایسه می‌کنیم و شروع می‌کنیم به تقلید از آنها. در حالی که کارهایی که افراد موفق، اکنون انجام می‌دهند، لزوما همان کارهایی نیست که در ابتدای مسیرشان انجام می‌داده‌اند.

عجله‌ای که برای رسیدنِ یک شبه به موفقیت در ما است، این وسوسه را ایجاد می‌کند که به سراغ کارهایی برویم که یا برای حالای ما مناسب نیست، یا به قدری سخت و هزینه‌بر است که ما را از ادامه، منصرف می‌سازد.

اثر دومینو

شما هیچ گاه نمی‌توانید فقط یک رفتار خود را عوض کنید. رفتارهای ما در هم تنیده‌اند؛ بنابراین با تغییر یک رفتار، سایر رفتارها نیز تغییر می‌کنند.   

اگر چند کار عقب افتاده داشته باشید، لزوما نیاز نیست که چند بار جداگانه تصمیم بگیرید و اقدام کنید. اگر از بخش قبلی به قدرت شروع ناقص پی برده باشیم، این احتمال وجود دارد که تنها با شروع و انجام یکی از این کارها، بقیه آنها خود به خود به صورت زنجیره‌وار انجام شوند.

این موضوع یکی از پایه‌های ساخت یا تخریب عادت‌هاست. برای ایجاد یک عادت خوب، کافیست آن را به چند کار دیگر گره بزنید. در این حالت، با انجام کاری که از همه راحت‌تر است و بیشترین انگیزه را به شما می‌دهد، می‌توانید بقیه کارها از جمله آن کار مورد نظر را انجام دهید و با تکرار این چرخه، آن را تبدیل به عادت کنید. کافیست که این سختی را به خود بدهید و تختتان را مرتب کنید. احتمالا به دنبال آن، اتاق را نیز مرتب کرده و ظرف‌ها را هم خواهید شست.

موضوع دیگر، ساخت یک هویت است. حالا که خانه را مرتب کرده‌اید، حس می‌کنید که تبدیل به یک شخص منظم شده‌اید و نظم، بخشی از وجود شماست و نباید کاری بر خلاف آن انجام بدهید. پس شاید برای حفظ این هویت، شروع به منظم کردن برنامه کاری‌تان کنید و خوش‌قولی و سروقت بودن نیز برایتان تبدیل به ارزش شود.

پنج گام برای داشتن ذهنی خلاق‌تر

فرایند خلاقانه یعنی برقراری ارتباط بین ایده‌های پیشین.

در بخشی از کتاب، کلیر به بیان یک روش ۵ مرحله‌ای برای رشد خلاقیت می‌پردازد که به شرح زیر است:

۱. جمع‌آوری اطلاعات: در این مرحله، هم باید موضوعات خاصِ مربوط به فعالیت مورد نظر را یاد بگیریم و هم لازم است اطلاعات عمومی‌مان را که چندان ارتباطی هم به موضوع مورد نظر ندارد بالا ببریم. اگر برایتان سوال است که این کار چه فایده‌ای دارد، باید بگوییم که بسیاری اوقات، جواب یک مسأله در جایی پیدا می‌شود که اصلا انتظارش را نداریم. چیزی که افراد خلاق را از سایرین متمایز می‌کند.

۲. موشکافی اطلاعات: در این مرحله، آموخته‌های خود را از زوایای جدیدی بررسی می‌کنیم و آنها را با هم ترکیب می‌کنیم.

۳.  فاصله گرفتن از مسأله: در این مرحله لازم است مسأله مورد نظر را از ذهن خود بیرون کنیم و سرگرم کار دیگری مانند یک تفرح نامربوط شویم.

۴. تجلی ایده: گاهی بعد از یک استراحت کوتاه، البته اگر به آن مشکل فکر نکرده باشیم، چیزی که قبلا درباره آن به بن‌بست رسیده بودیم ناگهان با یک بینش جدید به ذهن‌مان برمی‌گردد.

۵. اصلاح و پختن ایده: هر ایده‌ای برای موفقیت باید آزمایش شود، نقد شود و در صورت لزوم اصلاح شود.

گذراندن این مراحل می‌تواند در افزایش خلاقیت و دستیابی به ایده‌های بدیع، به ما کمک کند.

پنج خطای فکری رایج در تصمیم‌گیری

دوست دارم فکر کنم آدمی منطقی هستم، اما نیستم. فقط من یا شما این طور نیستیم. همه بی‌منطقیم و به خطاهای فکری دچار می‌‌شویم.

اگر در تصمیمات و فعالیت‌های روزمره‌تان دقیق شوید، درخواهید یافت که اکثر کارهایتان را از روی عادت و بیشتر تصمیماتتان را به صورت احساسی می‌گیرید نه منطقی. کتاب‌های زیادی در باب خطاهای ذهنی و سوگیری شناختی منتشر شده است که از آن جمله می‌توان به هنر شفاف اندیشیدن از رولف دوبلی و طرز فکر پیشاهنگی از جولیا گالف اشاره کرد. در اینجا نیز جیمز کلیر به پنج خطای ذهنی اشاره می‌کند که عبارت‌اند از:

  • سوگیری بازماندگی

 اگر چرخی در شبکه‌های اجتماعی بزنید، با دسته‌ای خاص از توصیه‌های توسعه فردی مواجه می‌شوید که مشخصا به سراغ افراد ثروتمند و موفق می‌روند و به دنبال قاپیدنِ نسخه طلاییِ موفقیت از دست آنها هستند. اما آیا می‌توانیم یک گزارش، خبر یا مستند از افرادی بیابیم که با وجود عمل به چنین توصیه‌هایی از رسیدن به موفقیت بازمانده‌اند؟

خیر. چرا؟ پاسخ واضح است؛ سرگذشت شکست خوردگان جذابیتی برای کسی ندارد. رولف دوبلی نیز می‌گوید که قبرستانی وجود دارد به نام قبرستان شکست خوردگان که کسی گذرش به آنجا نمی‌افتد. در این قبرستان، افراد، ایده‌ها و کسب‌وکارهایی دفن شده‌اند که شاید اشتباه بزرگی مرتکب نشده و صرفا گرفتار یک بدبیاری یا بدشانسی شده باشند. اما خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها تمایلی به صحبت پیرامون آنها ندارند و فقط به موفق‌ها چسبیده‌اند. حتی اگر موفقیتشان شانسی بوده باشد، تبدیل به اسطوره‌های ابدیِ پیشرفت می‌شوند. در چنین فضایی ذهن ما درگیر سوگیری بازماندگی شده است و ممکن است مدت‌ها به نسخه‌ای عمل کنیم که شاید اصلا برای ما نیست و قرار نیست از آن نتیجه‌ای بگیریم.

مسأله اینجاست که آنچه به عنوان عامل موفقیتِ برخی افراد معرفی می‌شود شاید صرفا یکی از بیشمار عاملِ موجود باشد و ما در حالی آن را اصلی‌ترین عامل می‌دانیم که از سایر عوامل اصلا خبر نداریم یا آنها را در نظر نمی‌گیریم.

  • ضررگریزی

اگر چیزی به دست آوریم، اندکی خوشحال می‌شویم؛ اما اگر چیزی مثل همان را از دست بدهیم، به شدت ناراحت می‌شویم. واکنش‌ها متضاد هستند اما از نظر شدت، برابر نیستند. اگر هر روز که به چهارراه می‌رسید، با چراغ سبز روبرو شوید ممکن است کمی احساس خوشحالی کنید. اما کافی است که یک بار به چراغ قرمز بربخورید تا از عصبانیت منفجر شوید. رنجی که از پی از دست دادن چراغ سبز حس می‌کنید بسیار بیشتر از لذت رسیدن به چراغ سبز است.

شاید بگویید این موضوع طبیعی است چون معمولا چیزها سخت به دست آمده و راحت از کف می‌روند. اما همین موضوع باعث می‌شود ما تصمیمات احمقانه‌ای بگیریم. مثلا یک فرصت سرمایه‌گذاری یا درآمد را به خاطر حفاظت از مقدار ناچیزی پس‌انداز، از دست بدهیم.

  • راه حل دم دست

 در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که هر روز اخباری از جنگ، خودکشی یا عملیات تروریستی به گوشمان می‌رسد. اما در عین حال، آمار نشان می‌دهد که ما در آرام‌ترین برهه تاریخی زندگی می‌کنیم! چطور ممکن است؟ جواب این است: به خطای راه حل دم دست خوش آمدید!

ذهن ما واقعیت را بر اساس اطلاعاتی که زودتر و راحت‌تر به آن دسترسی دارد می‌سازد و به ما نشان می‌دهد. گرچه واقعا آمار جنگ و کشتار، نسبت به گذشته کاهش داشته، اما طوفانِ رسانه‌ای، لحظه‌ای ما را به حال خود نمی‌گذارد. ما آماج حملات گزارش‌های بی‌امانی از حوادث ناگوار قرار داریم و این موضوع، جهان ما را شکل می‌دهد. جهانی تلخ و تنگ و تاریک که روز به روز بدتر می‌شود. این همان خطایی است که منجر می‌شود پدربزرگانمان بگویند: «این دنیا دیگر به درد نمی‌خورد! آن قدیم‌ها که اینطور نبود». اما شما جدی نگیرید! منظور از «آن قدیم‌ها» احتمالا همان دوره جنگ‌های جهانی اول و دوم است که مجموعا منجر به از دست رفتن چیزی بالغ بر ۱۰۰ میلیون جان گرامی شد.

  • لنگرگیری

 چند بار پیش آمده که بدون اینکه نیاز به چیزی داشته باشید، وارد یک فروشگاه شده و دست پر خارج شده باشید؟ یکی از توصیه‌های مهم برای مدیریت مالی همین است که اگر به چیزی نیاز ندارید، در فروشگاه‌های اینترنتی و کانال‌هایی که تخفیف می‌گذارند چرخ نزنید و اگر به خرید می‌روید، از قبل، یک لیست خرید آماده کنید و طبق آن، خریدهایتان را انجام دهید و به خانه برگردید.

اینکه یک کالا را با تخفیف بخریم، حسی از سود کردن به ما می‌دهد. اما اگر اصلا به آن کالا نیاز نداشته باشیم، در واقع به اندازه قیمت آن کالا ضرر کرده‌ایم نه سود. این تخفیف‌‌ها همان تله‌هایی هستند که لنگرمان به آنها گیر می‌کند.

یا یک موقعیت دیگر را در نظر بگیرید. در یک پست اینستاگرامی، دو عدد ساعت به شما پیشنهاد می‌شود که یکی لوکس و یکی معمولی است. در این مواقع معمولا هدف اصلی فروشنده، فروش ساعت ارزان‌تر بوده است و می‌خواسته شما را درگیر اثر مقایسه کند. در این شرایط حتی اگر به ساعت نیازی نداشته باشید، ممکن است قیمت ساعت ارزان در قیاس با قیمت گزاف ساعت لوکس به نظر شما منطقی بیاید و ترغیب به خرید آن شوید.

  • سوگیری تایید

 علی طرفدار محیط زیست و نگران گرمایش کره زمین است. او دائما شبکه‌هایی را دنبال می‌کند که دربار‌ه بحران منابع طبیعی حرف می‌زنند و در اجتماعات حامی طبیعت شرکت می‌کند. در نتیجه روز به روز در مورد گرمایش زمین، حساس‌تر و نگران‌تر می‌شود.

اما نازنین باور ندارد که خطری متوجه زمین و طبیعت باشد. او در کانال‌هایی می‌چرخد که در مورد توهم توطئه و شبه‌علم، افشاگری می‌کنند و گرمایش زمین را تنها یک افسانه می‌دانند. در نتیجه نازنین هم روز به روز در عقیده‌اش مصمم‌تر می‌شوند.

هم نازنین و هم علی درگیر سوگیری تایید شده‌اند. خطای تایید از نظر کلیر، پدربزرگ تمام خطاهاست. ما ذاتا به دنبال اطلاعاتی هستیم که که باورهای و عقاید کنونی‌مان را تایید کنند. برخوردن به واقعیتی که دانسته‌های قبلی‌مان را نقض کند، برای ما دردناک و چه بسا ترسناک است و سریعا از آن فرار می‌کنیم. اما با ایده‌هایی که نظرات قبلی‌مان را تایید کنند راحتیم و از آن حس امنیت می‌گیریم. همین موضوع باعث می‌شود عموما درگیر تعصباتی باشیم و در تقابل با عقاید مختلف، دچار چالش شویم و انعطاف‌پذیری‌مان کم باشد. در حالی که جستجوی آگاهانه در زمینه‌هایی که مخالف عقاید ماست، می‌تواند تحمل ما را در تعامل با دیگران افزایش دهد و ما را به افرادی متعادل‌تر و واقع‌بینتر تبدیل می‌کند.

چیزی که خواندید، بخش‌هایی جذاب از مقالات جیمز کلیر بود که در ایران به صورت یک جستار و در قالب یک کتاب منتشر شده است.

دسته بندی شده در: