معرفی، نقد و بررسی کتاب تفکر نامطمئن از آنی دوک

معرفی، نقد و بررسی کتاب تفکر نامطمئن از آنی دوک

بیشتر آدم‌ها تصور می‌کنند تصمیم خوب یعنی تصمیمی که به نتیجه خوب برسد. اگر کاری کردیم و موفق شدیم پس حتما درست فکر کرده‌ایم. اگر شکست خوردیم پس حتما اشتباه کرده‌ایم. کتاب تفکر نامطمئن (Thinking in Bets) نوشته خانم آنی دوک (Annie Duke) روانشناس و پوکرباز آمریکایی، دقیقا همین عادت ذهنی را هدف می‌گیرد و نشان می‌دهد که این برداشت تا چه اندازه می‌تواند گمراه‌کننده باشد. نقطه قوت اصلی این کتاب در این است که تصمیم‌گیری را از دنیای خیال‌ و قطعیت، بیرون می‌کشد و وارد زمین واقعی زندگی می‌کند. زمینی که در آن اطلاعات، ناقص است و نتیجه‌ها همیشه مطابق انتظار پیش نمی‌روند.

آنی دوک که خود بازیکن حرفه‌ای پوکر است و در طول ۲۱ سال، توانسته با کسب عناوین و قهرمانی‌های متعدد، مجموعا بیش از ۴ میلیون دلار برنده شود، در این کتاب با بهره‌گیری از تجربیاتش در موقعیت‌های حساسِ بازی پوکر، نکات مفیدی را راجع به موضوع تصمیم‌گیری در زندگی جمع‌آوری کند. نکاتی که می‌توانند منجر به بهبود تصمیمات ما شوند. از نظر دوک، کیفیت زندگی ما را دو چیز تعیین می‌کند:

  1. شانس
  2. کیفیت تصمیم‌های ما

در نتیجه اگر سهم شانس را در نظر بگیریم، می‌توانیم میزان تاثیر تصمیم‌هایمان را نیز مشخص کنیم. سپس با بررسی اینکه کدام تصمیمات منجر به چه بخشی از نتایج شده است، قادر خواهیم بود تصمیم‌های بهتری بگیریم.

در این مطلب به بررسی نظرات دوک در این کتاب خواهیم پرداخت.

آنچه در ادامه می‌خوانید:

۱. زندگی، پوکر است نه شطرنج

۲. تصمیم خوب، نتیجه بد!

۳. تردید؛ نشانه قدرت است، نه ضعف

۴. تصمیمات و تعصبات گروهی

۵. چرا در عصر اطلاعات، تصمیم‌گیری سخت‌تر شده است؟

۶. چگونه بهتر تصمیم بگیریم؟

۷. وجه تمایز کتاب تفکر نامطمئن با سایر کتاب‌ها

۸. نقدهایی بر کتاب تفکر نامطمئن اثر آنی دوک

۹. چرا باید کتاب تفکر نامطمئن را بخوانید؟

زندگی، پوکر است نه شطرنج!

زندگی شبیه آزمون‌هایی نیست که در آن، جواب درست از قبل وجود داشته باشد و فقط کافی باشد آن را پیدا کنیم. تقریبا همه انتخاب‌های مهم زندگی ما در هاله‌ای از عدم‌ قطعیت قرار دارند. از انتخاب شریک عاطفی گرفته تا مهاجرت، تغییر شغل و تصمیم‌های مالی. زندگی بیش از اینکه شطرنج باشد، شبیه پوکر است. در شطرنج همه چیز در جلوی چشم ماست و تاثیر شانس به مراتب کمتر است. در واقع نتیجه بازی بیشتر تحت تاثیر حرکاتی است که خودمان انتخاب می‌کنیم. اما در پوکر با مجموعه‌ای از احتمال‌ها روبه‌رو هستیم و باید با تکیه بر داده‌های محدودی انتخاب کنیم.

دوک متوجه شد که بیشتر تصمیمات زندگی مانند پوکر، در واقع تصمیم درباره یک آینده نامطمئن است و وقتی موقعیت‌های زندگی را مثل شرط‌بندی فرض می‌کنیم، احتمال گیر افتادن در تله‌های تصمیم‌گیری کمتر می‌شود و به ندرت تحت تاثیر احساساتمان قرار می‌گیریم. اگر بدانیم هر تصمیم اشتباه در زندگی، بی‌هزینه نیست و به قیمت از دست دادن زمان و انرژی تمام می‌شود، قطعا در تصمیم‌هایمان دقت بیشتری خواهیم کرد.

ما در مقاله دیگری به نام بهترین تکنیک مدیریت زمان به بررسی کتاب چهار هزار هفته پرداختیم. جایی که الیور برکمن از زاویه‌ای دیگر به موضوع هزینه تصمیم‌ نگاه می‌کند. او می‌گوید ما به قیمت از دست دادن بینهایت گزینه موجود، یکی راه انتخاب می‌کنیم و در واقع خود را از سایر گزینه‌ها محروم می‌کنیم.

تصمیم خوب، نتیجه بد!

دوک می‌گوید ممکن است تصمیم بسیار خوبی بگیریم ولی به نتیجه بد برسیم. همان‌طور که ممکن است تصمیمی ضعیف بگیریم و صرفا از روی شانس نتیجه مطلوبی نصیبمان شود. وقتی شانس با شما یار باشد، برنده می‌شوید؛ حتی اگر تصمیم اشتباه گرفته باشید. با این وضع، خوشحالی برای یک موفقیت شانسی و ناراحتی برای یک شکست تصادفی جایز نیست.

اکثر مردم مانند طرفداران یک تیم فوتبال، نتیجه‌گرا هستند. اگر یک تیم در مسابقات ببازد و حذف شود، تمام تقصیرها به دوش مربی و تصمیمات اشتباهش خواهد افتاد. در این مواقع معمولا کسی به تاثیر شانس توجه نمی‌کند و این احتمال را در نظر نمی‌گیرد که شاید تصمیم مربی بهترین تصمیم ممکن بوده و هر تصمیمی غیر از این نیز قرار بوده منجر به باخت شود.

دوک از پوکر به عنوان مدلی برای فهم زندگی استفاده می‌کند. در پوکر یک بازیکن ممکن است حرکات درستی انجام دهد اما در نهایت ببازد. در مقابل بازیکنی دیگر ممکن است تصمیمات ضعیفی بگیرد و با خوش‌شانسی برنده شود. در نتیجه به جای تمرکز روی نتیجه، باید ببینیم طبق شواهد موجود و احتمال‌های پیش‌رو آیا انتخاب ما قابل دفاع بوده یا نه.

نتیجه‌گرایی فقط یک اشتباه نظری نیست، بلکه یک مانع جدی برای رشد فردی است. چون اگر نتوانیم میان شانس و مهارت فرق بگذاریم هرگز نمی‌فهمیم دقیقا چه چیزی را باید اصلاح کنیم. نویسنده کتاب از ما می‌خواهد که کمی فکر کنیم و بهترین و بدترین تصمیمات زندگی‌مان را بگوییم. او حاضر است شرط ببندد که بهترین تصمیمات ما از نظر خودمان، همان‌هایی هستند که بهترین نتایج را داشته‌اند و بدترین‌ها همان‌هایی که با شکست مواجه شده‌اند.

تردید؛ نشانه قدرت است، نه ضعف

تفکر نامطمئن، شک را از یک نقطه ضعف به یک مهارت تبدیل می‌کند. بیشتر ما در زندگی روزمره، درگیر خطای تایید هستیم و نه بر اساس داده‌ها، بلکه بر اساس هویت فکری خودمان تصمیم می‌گیریم و به آن مطمئن هستیم. آنی دوک برخلاف بسیاری از کتاب‌های عامه‌پسند که بر اعتماد‌به‌نفس بی‌چون‌وچرا تکیه می‌کنند، نشان می‌دهد ذهن سالم، ذهنی است که برای بازبینی باورهای خودش جا باز می‌کند. در جهانی که اطمینان و قطعیت، ارزش است وگفتن «مطمئن نیستم» کار سختی است، افرادی که با شهامت پا در مسیر تشکیک و عدم قطعیت می‌گذارند، می‌توانند اشتباهاتشان را به موقع تشخیص داده و اصلاح کنند. درحالی که قطعیتِ بیش از حد می‌تواند منجر به تعصب و یک عمر گام زدن در مسیری اشتباه شود.

مواجهه با واقعیت و اقرار به اینکه از همه چیز مطلع نیستیم، خود نشانه‌ای از فروتنی است. ویژگی سازنده‌ای که در دنیای امروز کمرنگ شده است. موضوعی که ما در مطلب معرفی کتاب جاده‌ شخصیت آن را بررسی کردیم.

البته کتاب، شک را به نسبی‌گراییِ بی‌انتها تقلیل نمی‌دهد. هدف این نیست که هیچ‌چیز را نپذیریم. بلکه باید درجه اطمینان خود را متناسب با کیفیت شواهد تنظیم کنیم. این یعنی به جای اینکه بگوییم کاملا مطمئنم یا کاملا مطمئن نیستم یاد بگیریم با طیفی از احتمال‌ها فکر کنیم.

تصمیمات و تعصبات گروهی

یکی از بخش‌های جالب کتاب مربوط به نقش جمع در اصلاح تصمیم‌هاست. دوک توضیح می‌دهد که کیفیت قضاوت فردی فقط به هوش شخصی وابسته نیست. محیطی که در آن فکر می‌کنیم هم اهمیت دارد. اگر در جمعی باشیم که فقط ما را تایید می‌کند، احتمال خطایمان بیشتر می‌شود. اگر در کنار افرادی قرار بگیریم که محترمانه اما با جدیت، باورهای ما را به چالش می‌کشند، شانس یادگیری بالا می‌رود.

این موضوع ما را به یاد کتاب طرز فکر پیشاهنگی می‌اندازد. طبق این مدل فکری، اگر ما تحمل رویارویی با واقعیت را داشته باشیم، افرادی را نیز به خود جذب می‌کنیم که با ما صادق خواهند بود. در مقابل اگر اطرافیانمان بدانند که با گفتن واقعیت ممکن از خشمگین شویم، ترجیح می‌دهند به ما دروغ بگویند.

اگر بپذیریم که ذهن ما مستعد خطاست باید سازوکاری بیرونی برای اصلاح آن پیدا کنیم. دوک به همین دلیل بر ساختن شبکه‌ای از افرادی تاکید می‌کند که اهل حقیقت باشند نه اهل تعارف. چنین شبکه‌ای می‌تواند چیزی شبیه آزمایشگاه تصمیم‌گیری باشد. جایی که قبل از تصمیم، می‌توانیم کیفیت استدلال خود را در آن بسنجیم.

اما دوک، همزمان به خطر قبیله‌‌گرایی هم آگاه است. اگر گروه بر اساس یک هویتِ بسته شکل بگیرد، به جای افزایش دقت، منجر به تعصب شده و ما را در یک اتاق پژواک به دام می‌اندازد. بنابراین ارزش گروه به اختلاف‌نظرِ سازنده است نه به همفکری ظاهری.

چرا در عصر اطلاعات، تصمیم‌گیری سخت‌تر شده است؟

مغز ما نه برای آشفتگی، بلکه برای ایجاد نظم و اطمینان تکامل یافته است. ما انتظار داریم که همه چیز منطقی پیش برود، جواب تمام سوالات را داشته باشیم و اگر تلاشی می‌کنیم، حتما نتیجه بگیریم. شاید اینطور به نظر برسد که عصر مدرنیته این مساله را با دسترسی سریع به انبوهی از اطلاعات، حل کرده است. ولی مشکل ما در تصمیم‌گیری فقط کمبود اطلاعات نیست. مساله این است که ما بلد نیستیم با اطلاعات ناقص و نتایج نامطمئن کنار بیاییم و همچنان می‌خواهیم برای هر مسئله پیچیده‌ای یک پاسخ قطعی پیدا کنیم تا از آن برای دفاع از هویت خود استفاده کنیم.

تله دیگری که در دام آن می‌افتیم، سوگیری پس‌نگرانه است. حتما تابه‌حال به تحلیلگرانی برخورده‌اید که بعد از یک رویداد سیاسی یا تغییر در قیمت دلار و طلا، این اتفاقات را کاملا طبیعی و قابل پیش‌بینی قلمداد می‌کنند. این موضوع دقیقا مصداق این ضرب‌المثل است که: «معما چو حل گشت، آسان شود». ذهن ما نیز اتفاقات گذشته را طبیعی قلمداد می‌کند. اتفاقاتی که در زمانِ خودش، کاملا مبهم بوده و امکان پیش‌بینی نداشت. لذا تصمیم‌گیری بر مبنای تجربیات گذشته، ممکن است ما را دچار خطا کند.

چگونه بهتر تصمیم بگیریم؟

نویسنده در کنار موضوع تصمیم‌گیری، به اهمیت یادگیری هم اشاره می‌کند. برای اینکه بتوانیم از تصمیمات گذشته بیاموزیم و در آینده تصمیمات بهتری بگیریم، لازم است نتایج را بررسی کنیم. ذهن ما بلافاصله بعد از شکست یا موفقیت، شروع به ساختن داستان می‌کند. یا خودمان را نابغه فرض می‌کنیم یا قربانی محض.

دوک پیشنهاد می‌کند که فرایند تصمیم‌گیری، ثبت و بررسی شود. نه فقط برای اینکه اشتبا‌هاتمان پیدا شوند، بلکه برای اینکه رابطه میان شواهد، انتخاب و نتیجه روشن بماند. این روش کمک می‌کند که اسیر خطای حافظه نشویم. چرا که آنچه حافظه ما به یاد می‌آورد، اتفاقات گذشته نیست؛ بلکه تصویری بازسازی شده و تغییر یافته از گذشته است که با ذهنیت فعلی ما همخوانی داشته باشد و الزاما منطبق بر واقعیت نیست.

دو راهکاری که از نظر کتاب تفکر نامطمئن می‌تواند به اصلاح تصمیم‌های ما کمک کند عبارت‌اند از:

  • از خودمان بپرسیم که آیا حاضریم در مورد درست بودن باورهایمان شرط ببندیم؟
  • به جای گفتن «۱۰۰درصد مطمئنم» بگوییم «x درصد مطمئنم».

نویسنده در جایی از کتاب با ارجاع به کتاب تفکر سریع و کند از دنیل کانمن، در مورد دو نوع سیستم در مغز می‌نویسد.

سیستم ۱: سیستم سریع که شهودگرا و عاطفی است و برای تصمیمات آنی کاربرد دارد. مثلا ترمز کردن در مواجهه با عابر پیاده و سیستم۲: سیستم کند که منطقی و واقع‌گراست و برای تصمیمات تحلیلی به کار می‌رود. مانند سرمایه‌گذاری.

وجه تمایز کتاب تفکر نامطمئن با سایر کتاب‌ها

در وهله اول این کتاب از ابتدا بر عدم ‌قطعیت به عنوان وضعیت عادی زندگی تاکید می‌کند نه به عنوان یک استثنا. دوم اینکه به جای توصیه‌های شعاری، ساختاری فکری برای مواجهه با ابهام ارائه می‌دهد. سوم اینکه تجربه عملی نویسنده در پوکر باعث می‌شود بحث‌ها از جنس نصیحت‌های انتزاعی نباشند.

در بسیاری از آثار مشابه، عقلانیت به معنای کنترل بیشتر و اطمینان بیشتر تصویر می‌شود. در حالی که دوک نشان می‌دهد عقلانیت واقعی گاهی یعنی پذیرش اینکه کنترل ما محدود است. این برداشت هم انسانی‌تر است و هم عملی‌تر.

نقدهایی بر کتاب تفکر نامطمئن اثر آنی دوک

یکی از نقدهایی که می‌توان به کتاب وارد کرد این است که گاهی اجرای توصیه‌های آن در زندگی روزمره، ساده فرض شده است. فکر کردن بر اساس احتمال و ثبت تصمیم‌ها و ساختن حلقه بازخورد، کارهایی ارزشمندند؛ اما برای بسیاری از افراد، در فشار زمان، احساسات و محدودیت‌های اجتماعی همیشه آسان نیستند.

نکته دیگر این است که کتاب در برخی بخش‌ها بیش از اندازه به الگوی تصمیم‌گیری افراد حرفه‌ای نزدیک می‌شود. یعنی خواننده ممکن است احساس کند این مدل بیشتر برای کسانی مناسب است که در محیط‌های رقابتی و تحلیلی کار می‌کنند یا در هر لحظه مشغول بازی پوکر هستند. با این حال هنر دوک در این است که دوباره بحث را به تجربه‌های عمومی برمی‌گرداند و اجازه نمی‌دهد کتاب فقط برای یک گروه خاصی قابل استفاده باشد.

چرا باید کتاب تفکر نامطمئن را بخوانید؟

در دورانی زندگی می‌کنیم که سرعت قضاوت، از دقت قضاوت بیشتر شده است. شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌ها و فضای رقابتی، مدام ما را به سمت اظهار نظر فوری سوق می‌دهند. در این جهان پرسر و صدا کسی که با مکث و احتمال و بازنگری حرف می‌زند، کم‌اعتماد‌به‌نفس به نظر می‌رسد. تفکر نامطمئن دقیقا در برابر همین موضوع می‌ایستد.

کتاب تفکر شرط‌بندی (Thinking in Bets) اثر آنی دوک که در ایران توسط نشر نوین با نام تفکر نامطمئن منتشر شده است، به خواننده کمک می‌کند بفهمد چرا انسان مدرن با وجود دسترسی بیشتر به اطلاعات، هنوز در تصمیم‌گیری ضعیف عمل می‌کند. این کتاب فقط درباره تصمیم‌گیری شخصی نیست بلکه درباره سواد فکری در عصر آشوب اطلاعاتی است. با خواندن این کتاب نه فقط در انتخاب‌های فردی بلکه در مواجهه با اخبار، تحلیل‌ها و پیش‌بینی‌ها هم هوشیارتر می‌شویم.

مقالات مرتبط

معرفی و بررسی کتاب سلطانیزم علیه بروکراسی

اقتصاد پویا سایه‌بانی به شمار می‌رود که یک کشور را از تهدیدها…

مرداد 17, 1405

معرفی کتاب پوست در بازی از نسیم نیکلاس طالب

حرف زدن چه راحت است! جایی که چیزی بگوییم و رد شویم…

معرفی بهترین منابع زمین‌شناسی کنکور

زمین‌شناسی یکی از درس‌های پایه یازدهم است که کتاب درسی آن به‌صورت…

دیدگاهتان را بنویسید