”اصل اول این است که نباید خودتان را گول بزنید. خودتان خیلی راحتتر از بقیه گول میخورید.“
ریچارد فاینمن
فردی با قدرت قضاوت فوقالعاده را در نظر بگیرید. فکر میکنید این فرد چه ویژگیهایی دارد؟ صبر؟ شهامت؟ هوش و زیرکی؟ همه اینها خوب و لازماند. اما ویژگی اساسیتری وجود دارد که کمتر در موردش صحبت شده است.
جولیا گالِف (Julia Galef) نویسنده و سخنران آمریکایی، این ویژگی را طرز فکر پیشاهنگی (The Scout Mindset) مینامد. نگرشی که تمایل دارد رویدادها را واقعی و همانگونه که هستند ببیند، نه آنگونه که خودمان دوست داریم. این طرز فکر، درگیر خطای تایید (Confirmation Bias) نمیشود و قادر است نقاط ضعف خودش را بدون پنهانکاری ببیند و بپذیرد.
کتابهای زیادی طی ۲۰ سال اخیر در مورد خطاهای ذهنی و چالشهای تصمیمگیری صحبت کردهاند. در کنار کتابهای شاخصی چون نابخردیهای پیشبینیپذیر، کی بود کی بود، تفکر سریع و کند و هنر شفاف اندیشیدن، گالف نیز تلاش کرده است در کتاب طرز فکر پیشاهنگی، از دریچهای تازه به این موضوع نگاه کند. در مطلب پیش رو به بررسی این کتاب و مفاهیم اصلی آن میپردازیم.
آنچه در ادامه میخوانید:
۱. ذهن ما محدود است
۲. طرز فکر پیشاهنگی چیست؟
۳. چطور مثل یک پیشاهنگ فکر کنیم؟
۴. نکات جالبی از کتاب طرز فکر پیشاهنگی
۵. سخن پایانی
ذهن ما محدود است
میدانیم لیست بلندبالایی از خطاهای ذهنی و سوگیریهای شناختی وجود دارد که روی تصمیمات ما اثر دارند. اما دانستن این موضوع مانع از خطا نمیشود. مثل اینکه اگر صرفا بدانیم ورزش برای سلامتی مفید است، عضلاتمان تقویت نمیشود. داگلاس هوفستدر (Douglas Hofstadter) متخصص علوم شناختی و کامپیوتر، قانونی به نام قانون هوفستدر دارد که میگوید:
”انجام هر کاری، بیشتر از آنچه انتظار دارید طول میکشد. حتی وقتی قانون هوفستدر را هم در نظر گرفته باشید!“
گالف در این کتاب توضیح میدهد که آنچه ما درست میدانیم، صرفا تصور و برداشت ذهنی ماست و ممکن است اشتباه باشد. این موضوع به میزان دانش ما بستگی ندارد. قضاوت ما پیش از آنکه به دانش ما محدود باشد، محدود به نگرش ماست.
طرز فکر پیشاهنگی چیست؟
در تعاملات روزمره، بسیار پیش میآید که از رفتار یا حرفهای دیگران برنجیم. مثلا ممکن است دوستی را که اشتباهاتمان را به ما گوشزد میکند، بیادب بدانیم یا کسی که شخصیت قاطعی دارد را بیرحم تلقی کنیم. اما نوع دیگری از نگرش وجود دارد که احتمالات بیشتری را در نظر میگیرد و به راحتی اولین و آسانترین برداشت را انتخاب نمیکند.
اگر شما فردی باشید که از مواجهه با واقعیت نترسید، دیگران هم با شما صادق خواهند بود. اما اگر واقعیت، شما را خشمگین کند، اطرافیانتان نیز به شما دروغ خواهند گفت.
جولیا گالف از دو نوع روش تفکر تحت عنوان طرز فکر سرباز و پیشاهنگ نام میبَرد و عقیده دارد که این دو نگرش، نوعی کهنالگو هستند. یک سرباز در میدان جنگ، اتفاقات را آنطور میبیند که دوست دارد. اما یک دیدهبان یا پیشاهنگ، نبض جنگ را در دست دارد. چرا که باید واقعیت را آنطور که هست ببیند. ویژگیهای این دو نوع تفکر را در جدول زیر ببینید:
| تفکر سرباز | تفکر پیشاهنگ |
| استدلال کردن مانند مبارزهای دفاعی است | استدلال کردن مانند کشیدن یک نقشه است |
| برای اینکه تصمیم بگیرید چه چیزی را باور داشته باشید، بسته به انگیزهتان از خود میپرسید: «آیا میتوانم این را باور کنم؟» یا «آیا باید این را باور کنم؟» | برای اینکه تصمیم بگیرید چه چیزی را باور کنید، از خود میپرسید:«آیا واقعیت دارد؟» |
| اگر بفهمید اشتباه کردهاید، به معنی شکست خوردن است. | اگر بفهمید اشتباه کردهاید، به معنی نیاز به تغییر دادن نقشه است. |
| جستجو برای یافتن شواهدی که باورهای شما را تحکیم کرده یا از آنها دفاع کند. | جستجو برای یافتن شواهدی که نقشة شما را دقیقتر کند. |
| مفاهیم مرتبط: استدلال انگیزشی جهتدار، توجیه کردن، انکار کردن، خودفریبی، خیالات واهی | مفاهیم مرتبط: استدلال انگیزشی صحت، جستوجوی حقیقت، کشف، بیطرفی، صداقت فکری |
از طرفی طرز فکر پیشاهنگی حکم میکند که هیچ تفکر یا ایدهای را کاملا اشتباه یا درست نداند. پس لازم است ضمن نقدِ خود، مزایا و کاربردهای سایر نگرشها از جمله تفکر سرباز را نیز بررسی کند. در جدول زیر کاربردهای هر دو نگرش را میبینید:
| از تفکر سرباز برای انتخاب و دفاع از باورهایی استفاده میکنیم که برایمان دارای کاربردهای زیر است: | از تفکر پیشاهنگی برای واضح دیدن چیزها استفاده میکنیم تا توانایی شفاف دیدن را در خود تقویت کنیم: |
| مزایای احساسی مثل:
راحتی: پذیرش ناامیدی، اضطراب، پشیمانی، حسادت عزت نفس: داشتن احساس خوب به خودمان روحیه: حمله کردن به مشکلات و ناامید نشدن |
داشتن قضاوت خوب دربارة اینکه کدام یک از مشکلات ارزش حل شدن را دارند، کدام ریسکها ارزش انجام را دارند و چطور باید اهداف را دنبال کرد، به چه کسی باید اعتماد کرد، چه نوعی از زندگی را دوست داریم و چطور میتوانیم در گذر زمان، قضاوت خود را بهبود بخشیم. |
| مزایای اجتماعی:
ترغیب: متقاعد کردن دیگران دربارة چیزهاییکه به نفع ما هستند. تصویر: باهوش، پیچیده، دلسوز و با فضیلت به نظر رسیدن حس تعلق: پذیرفته شدن در گروههای اجتماعی |
کتاب در سه مرحله به توضیح این طرز فکر میپردازد:
۱. در گام اول متوجه میشویم که واقعیت با اهداف ما تضاد ندارد و نیازی نیست که آن را پنهان یا انکار کنیم. زیرا اکثر ما تصور میکنیم که برای شاد و موفق بودن، باید حقیقت را تحریف کنیم. چون رویارویی با حقیقت در بسیاری موارد تلخ است.
۲. نویسنده در گام دوم، ابزارهایی را برای دیدن واقعیت به طور شفاف به ما معرفی میکند تا بتوانیم خود را بهتر ارزیابی کنیم و رفتار خود را به چالش بکشیم.
۳. نهایتا در گام آخر فواید مواجهه با واقعیت را درک میکنیم و میبینیم که طرز فکر پیشاهنگی، علیرغم آنچه تصور میشود، به جای ناامیدی و افسردگی، حسی از قدرت را برای ما به ارمغان خواهد آورد و امکان کشف ایدههای جدید و پیشرفت را فراهم میکند.
چطور مثل یک پیشاهنگ فکر کنیم؟
نویسنده، تمرینهایی را به ما پیشنهاد میدهد تا بتوانیم به یک پیشاهنگ تبدیل شویم. اگر تا به حال با این نگرش زندگی نکرده باشیم، طبیعی است که کار دشواری خواهیم داشت. گرچه پیشاهنگ شدن، زمان و تلاش زیادی میطلبد، اما تمرینهای زیر میتواند نقطة شروع خوبی باشد.
- یکی از موقعیتهای مناسب برای تمرین تفکر پیشاهنگی زمانهایی است که در مورد موضوعی به طور قاطعانه ادعا میکنیم. در این مواقع باید به سرعت از خودمان بپرسیم که واقعا چقدر مطمئن هستیم؟ آیا احتمال ندارد که اشتباه کرده باشیم؟
- داشتنِ شبکهای از افراد یا رجوعِ دائم به منابعی که نظراتِ مخالفی با ما دارند میتواند در شفاف شدن مسیر، کشف ایدههای جدید و جلوگیری از تصمیمات اشتباه به ما کمک کند.
- بسیار پیش میآید که با کسی اختلاف نظر داریم. اما پس از مدتی نظرمان عوض میشود. گالف پیشنهاد میکند که به سراغ آن افراد برویم و به آنها بگوییم که نظرمان تغییر کرده است. چنین کاری بسیار دشوار به نظر میرسد و شاید احساس کنیم برایمان کسر شأن است. شاید هم گمان کنیم که این کار، فروتنیِ بیش از حد و نوعی تظاهر باشد. اما باید توجه کنیم که ما این کار را برای جلب توجه دیگران انجام نمیدهیم. بلکه داشتن قدرت پذیرش اشتباه، عذرخواهی و اصلاح مسیر، بیش از همه به نفع خودمان تمام میشود و برای پیشرفتمان امری ضروری است. افرادی که به خاطر غرور یا خجالت، از پذیرش اشتباهاتشان فرار میکنند، ممکن است تا ابد در یک مسیر اشتباه گام بردارند.
- طرح پرسشهایی مثل: کجای بحث اشتباه کردم؟ آیا ارزشش را داشت؟ اگر کسی از حزب مخالف همین کار را میکرد چه واکنشی نشان میدادم؟ و … میتوانند به شفاف شدن افکارمان کمک کنند.
نکات جالبی از کتاب طرز فکر پیشاهنگی
نویسنده در بخشی از کتاب به «اتاق پژواک» اشاره میکند. گفته میشود که وقتی تمام اطلاعات و نشانههای اطرافمان، یک عقیده را تکرار میکنند، ما در اتاق پژواک خودمان گیر افتادهایم و روز به روز نسبت به افکارمان متعصبتر میشویم. شاید اینطور به نظر برسد که شنیدن صداهای مخالف به رها شدن از این پژواک و ایجاد تعادل در نظراتمان کمک کند؛ اما اینطور نیست.
تحقیقات زیادی در این مورد صورت گرفته است. در یکی از این بررسیها از افراد یک جناح سیاسی دعوت شد تا به مدت چند هفته به رسانههای جناح مخالف گوش کنند. به خلاف انتظار، این کار نه تنها باعث ایجاد تعادل در نظراتشان نشد، بلکه منجر به افزایش تعصبشان در جناح خودی شد.
نکتة حیاتی این است که برای رهایی از اتاق پژواک، نباید به سراغ نظرات به شدت مخالف برویم. باید به سراغ افراد یا رسانههایی از جناح مخالف برویم که دستکم نسبت به آنها حس بد نداشته باشیم و بتوانیم حرفهایشان را تحمل کنیم، به درستی بشنویم و رویشان فکر کنیم. تنها در چنین وضعیتی است که امکان تغییر مسیر مهیا میشود. این در حالی است که شنیدن الفاظ تند و توهینآمیز از رسانههای رادیکال و افراد متعصب، باعث میشود احساس کنیم مورد تهاجم قرار گرفتهایم. این شرایط باعث بالا آمدن سپر دفاعی و اصرار بیشتر روی عقاید گذشته میشود و امکان تغییر را دشوارتر میکند.
جولیا گالف در جای دیگری به برچسبهای شخصیتی اشاره میکند و میگوید که نباید هویتِ خود را بیش از حد جدی بگیریم. او تعریف میکند که زمانی سعی میکرد بیشتر از غذاهای گیاهی استفاده کند. اما برای اینکه مجبور نباشد در هر مهمانی، لیست غذاهای مجازش را برای دوستانش توضیح دهد، ترجیح داد تا برچسب گیاهخوار را برای خودش انتخاب کند. غافل از اینکه این برچسب، محدود به رژیم غذایی نمیشود و ویژگیهای دیگری را نیز با خود حمل میکند. این موضوع باعث شد که جولیا به مرور نسبت به برخی عقاید افراطیِ گیاهخواران تعصب پیدا کند؛ به طوری که اگر کسی به گیاهخواران انتقاد میکرد، باعث برافروختگیاش میشد و حس میکرد به قبیلهاش حمله شده. این خاصیت عضویت در یک گروه است. او درحالیکه واقعا گیاهخوار نبود، شروع به دفاع از گیاهخواران و عقیدة گیاهخواری میکرد.
گالف اینطور توضیح میدهد که برچسبهایی مانند گیاهخوار، فمنیسم یا لیبرال، میتوانند تنها نمایانگر بخشی از ویژگیهای رفتاری ما باشند نه تمام شخصیت ما. ضمنا افتخار کردن به یک برچسب یا عقیده، ما را از تفکر پیشاهنگی دور کرده و احتمال خطا را بالا میبرد. درنتیجه گالف پیشنهاد میکند که با اصرار بیش از حد روی هویت و برچسبهای شخصیتی، راه را برای تغییر عقایدتان نبندید و اگر از برچسبها استفاده میکنید، به این موضوع آگاه باشید که این برچسبها نباید شخصیت شما را تعریف و محدود کنند.
سخن پایانی
موضوع نگرش و طرز فکر، بیش از آنچه تصور میکنیم، اهمیت دارد. ممکن است تحصیلات و دانش بالایی داشته باشیم یا مهارتهای زیادی را آموخته باشیم. اما یک نگرش اشتباه، مانند یک سیستم عمل میکند که امکان بهرهمندی از انبوه دانش و مهارت را از ما میگیرد. در نتیجه پیش از اقدام به آموزش و کسب مهارت، نیاز است روی باورها و نحوة نگرشمان وقت بگذاریم.
کتاب طرز فکر پیشاهنگی، یکی از کتابهایی است که در بهبود شیوة نگرش به ما کمک میکند.
