من آدم‌کشم، آدم‌کش! اسلحه‌مو تو جعبه‌ی ویولن قایم می‌کنم! گفتاورد از باغ وحش شیشه‌ای

مادر: کجا داری می‌ری؟
تام: معلومه، دارم می‌رم سینما مثل همیشه!
مادر: دیگه این دروغ رو باور نمی‌کنم.
تام: آره، دارم می‌رم به شیره‌کش خونه! جایی که پاتوق جانیان و تبه‌کارانه مادر! من به دار و دسته‌ی هوگت پیوستم. من آدم‌کشم، آدم‌کش! اسلحه‌مو تو جعبه‌ی ویولن قایم می‌کنم! تو پایین شهر چند تا فاحشه‌خونه رو می‌گردونم و همه بهم می‌گن آدم‌کش! وینگفیلد آدم‌کش!
یه زندگی دوگانه دارم. حمالی ساده و باشرافت در روز و شب سلطان توانای جنایتکاران، مادر! من به قمارخونه‌ها می‌رم و تمام داراییم رو با ریختن یه تاس می‌بازم…. اون موقع همه بهم می‌گن ابلیس!

مقالات مرتبط

رفیق استالین!-گفتاورد از کتاب «تاریخچه کمونیسم»

«چگونه تاریخچه‌ی کمونیسم را برای بیماران روانی توضیح دهیم؟»، عنوان کتابی اثر…

آبان 19, 1400

چیست انسان؟ آمیزه‌ای از گیاه و شبح-گفتاورد از کتاب «من دینامیت‌ام!»

بیایید تا گفتاوردی از کتاب «من دینامیتم» که سرگذشت فریدریش نیچه، فیلسوف…

آبان 9, 1400

زندگی کردن به معنای دیدن است-گفتاورد از کتاب بار هستی

کتاب «بار هستی» با نام اصلیِ «سَبُکیِ تحمل‌ناپذیر هستی»، نام رمانی اثر…

مهر 10, 1400

دیدگاهتان را بنویسید