دسته: گفتاروز

در اصل تروریسم یک نمایش است-گفتاورد از انسان خداگونه

بخشی از کتاب «انسان خداگونه» را باهم خواهیم خواند. کتابی تاریخی تحلیلی از یووال نوح هراری، نویسنده‌ی اهل رژیم اشغال‌گر قدس که درواقع ادامه‌ای بر کتاب بسیار مهم و صدالبته جنجالی انسان خردمند، محسوب می‌شود.…

اسفند 25, 1399 0 دیدگاه

جنگ دوزخ است، ولی این نیمی از جنگ است-گفتاورد از کتاب «آن‌چه با خود حمل می‌کردند»

کتاب «آنچه با خود حمل می‌کردند» نوشته‌ی «تیم اوبراین»، روایت متفاوتی از تاثیر جنگ ویتنام بر جان‌بازان و بازماندگان آن است. کتابی که با توصیف آن‌چه سربازها، واقعاً با خود حمل می‌کردند، نیازهای روانی آن‌ها…

اسفند 17, 1399 0 دیدگاه

تو هیچ نمی‌دونی که خدا چه فکری می‌کنه…-گفتاورد از فیلم «جایی برای پیرمردها نیست»

جایی برای پیرمردها نیست، با نام اصلیِ No country for old men فیلمی در ژانر جنایی و رازآلود به کارگردانی برادران کوئن است که از روی کتابی به همین نام، نوشته‌ی کورمک مک‌کارتی، اقتباس شده…

اسفند 10, 1399 0 دیدگاه

ما فرزندان میانه‌ی تاریخیم رفیق!-گفتاورد از باشگاه مشت‌زنی

باشگاه مشت‌زنی فیلمی در ژانر معمایی و درام است. دیوید فینچر این فیلم را در سال ۱۹۹۹ در چهارمین تجربه‌ی سینمایی خود منتشر کرد؛ و البته به‌محض اکران، جنجال‌های زیادی به‌پا شد. شخصیت اول فیلم…

اسفند 3, 1399 0 دیدگاه

مرگ لوطی به مخمل آزادی نداده بود-گفتاورد از کتاب انتری که لوطیش مرده بود

«انتری که لوطیش مرده بود» نام مجموعه‌ی داستان کوتاهی است که صادق چوبک در سال ۱۳۲۸ منتشر کرد. این نویسنده در کنار صادق هدایت، بزرگ علوی و محمدعلی جمال‌زاده به عنوان یکی از نویسندگان پیشتاز…

بهمن 27, 1399 0 دیدگاه

اما در آغوش من همیشه لولیتا-گفتاورد از کتاب لولیتا

کتاب لولیتا با موضوع ممنوعه و تابوی خود -که به ارتباط جنسی و عاطفی یک بزرگ‌سال با دخترخوانده‌ی خود می‌پردازد- به یکی از آثار برجسته‌ی قرن بیستم میلادی تبدیل شده بود. این رمان، نوشته‌ی ولادیمیر…

بهمن 19, 1399 0 دیدگاه

این فقط یک هنر تصنعی است-گفتاورد از کتاب زمانی که یک اثر هنری بودم

«زمانی که یک اثر هنری بودم» کتابی در قالب رمان و ژانر دراماتیک، نوشته‌ی اریک امانوئل اشمیت، نمایش‌نامه‌نویس و فیلسوف فرانسوی است. این اثر، مضمون اصلی خود را بر نگاهی جدید به مفاهیم عرفی سنتی…

بهمن 12, 1399 0 دیدگاه

اینجا انگار تهران نیست-گفتاورد از کتاب عادت می‌کنیم

سهراب ناگهان ایستاد: از من بپرسی این‌جا قشنگ‌ترین جای شهر ماست، نگاه کن. درخت‌ها جوانه کرده‌اند.آرزو گفت: اینجا انگار تهران نیست…[و سهراب پاسخ داد]: تهران همین‌جاست یا بود. جایی که ما زندگی می‌کنیم معلوم نیست…

بهمن 5, 1399 0 دیدگاه

دلیران می‌میرند و حاصل به ترسوها می‌رسد که زنده‌اند-گفتاورد از ندبه

ما فلک‌زده‌ها در ماتحت دنیا واقعیم. لذت دنیا و امنیت را نبرده‌ایم. نه در دوره‌ی افتخار بوده‎ایم، نه در عصر مدنیت و تربیت و عدالت. در دوره‌ی هرج و مرج واقع شده‌ایم. دلیران می‌میرند و…

دی 28, 1399 0 دیدگاه

تف به این دنیا!-گفتاورد از خانه‌ی ادریسی‌ها

بخشی از کتاب خانه‌ی ادریسی‌ها را با هم بخوانیم. این کتاب به عنوان مشهورترین اثر غزاله علیزاده، نویسنده‌ی فقید سبک رئالیسم، لوح زرین و دیپلم افتخار جایزه‌ی «بیست‌سال ادبیات داستان‌نویسی» را از سوی وزارت ارشاد…

دی 19, 1399 0 دیدگاه