دسته: گفتاروز

نویسنده‌ها؟ نویسنده‌ها گرسنگی می‌کشند-گفتاورد از رمان هالیوود

وقتی چارلز بوکوفسکی عصبانی می‌شد، کتاب می‌نوشت. او می‌گفت: هالیوود از‌ آن رمان‌هایی است که با خشم نوشتم. حدس می‌زدم که من هرگز برای هالیوود ساخته نشده‌ام. شنیده‌ بودم که آنجا مکان وحشتناکی است، اما…

دی 12, 1399 0 دیدگاه

خود من قمارباز بودم-گفتاورد از کتاب قمارباز

تا به حال شده وقتی اسم «داستایوفسکی» را در کتاب «ادبیات فارسی» مدرسه می‌بینید، به فکر خواندن آثارش بیفتید؟ اگر تا به حال این کار را نکرده‌اید، توصیه می‌کنیم که حتما خواندن آثارش را شروع…

دی 5, 1399 0 دیدگاه

ای کمونیستِ کافرِ لعنتی! گفتاورد از غلاف تمام‌فلزی

«غلاف تمام فلزی» فیلم مشهوری است با محوریت جنگ ویتنام، محصول سال ۱۹۸۷ به کارگردانی «استنلی کوبریک» فقید و در اقتباسی از کتاب «the short-timer» اثر «گوستاو هسفورد». طبق رویه‌ی همیشگی‌اش، فیلم‌های کوبریک اقتباسی غیرمستقیم…

آذر 27, 1399 0 دیدگاه

آدم‌ها از دور دوست‌داشتنی‌ترن-گفتاورد از فیلم ‌شب‌های روشن

آدم‌ها از دور دوست‌داشتنی‌ترن، شایدم خیالاتی‌ام و می‌ترسم با پیدا کردن دوست مجبور بشم از خیال‌بافی دست بردارم اما اگه دو نفر به قیمت دوستی مجبور بشن تا آخر عمر به هم دیگه دروغ بگن…

آذر 21, 1399 0 دیدگاه

زن‌ها! نه میشه با اونا زندگی کرد، نه بدون اونا گفتاروز از فیلم درخشش

«درخشش» فیلمی است محصول سال ۱۹۸۰ آمریکا که تحت اقتباسی ادبی از کتابی به همین نام اثر «استفن کینگ»، استاد مسلم ژانر وحشت، و به کارگردانی «استنلی کوبریک»، سینماگر نام‌دار آمریکایی، ساخته شد. این فیلم…

آذر 15, 1399 0 دیدگاه

قدرت یعنی اون لحظه‌ای که ما توانایی کشتن داریم، اما این کارو نمی‌کنیم-گفتاورد از فهرست شیندلر

«فهرست شیندلر» فیلمی است اقتباسی به کارگردانی «استیون اسپیلبرگ» و از رمانی به نام «کشتی شیندلر» از «توماس کنیلی» الهام گرفته شده و در سال ۱۹۹۳ اکران شده‌است. این فیلم سه ساعته‌ی تماماً سیاه و…

آذر 7, 1399 0 دیدگاه

من آدم‌کشم، آدم‌کش! اسلحه‌مو تو جعبه‌ی ویولن قایم می‌کنم! گفتاورد از باغ وحش شیشه‌ای

مادر: کجا داری می‌ری؟تام: معلومه، دارم می‌رم سینما مثل همیشه!مادر: دیگه این دروغ رو باور نمی‌کنم.تام: آره، دارم می‌رم به شیره‌کش خونه! جایی که پاتوق جانیان و تبه‌کارانه مادر! من به دار و دسته‌ی هوگت…

آبان 15, 1399 0 دیدگاه

قلب آدم كه استخون نيست-گفتاورد مرگ فروشنده

ويلی: تو اين‌جا چه‌كار مي‌كنی؟چارلی: خوابم نمي‌برد. قلبم داشت آتیش مي‌گرفت…ويلی: خوب، معلومه غذا خوردن بلد نيستی! بايد يه چيزی راجع به ويتامين و اين حرفا ياد بگيری.چارلی: اون ويتامينا چه فايده‌ای دارن؟ويلی: اونا استخوناتو…

آبان 6, 1399 0 دیدگاه