مرگ تصادفی یک آنارشیست؛ یک پنجره برای خودکشی!
نمایشنامهنویس ایتالیایی، دو حرفی؟! اگر «فو» تا امروز برایتان فقط جواب یکی از سوالات رایج دوحرفی جدول کلمات متقاطع بوده و بس، دیگر وقتش شده که شما هم این دوحرفی شناختهشده و …
چهار جفت چشم خیره به یک روایت؛ یادداشتی بر کتاب «کشتن موش در یکشمبه»
اگر بگویند رمان «کشتن موش در یکشمبه» را فقط با یک کلمه توصیف کن، من کلمه ی «نفسگیر» را انتخاب میکنم. لغتنامه در توضیح این کلمه نوشته است سخت، مشکل و خستهکننده؛ …
نگاهی به رمان «پیش از آنکه بخوابم»؛ سنگینی تحملناپذیر فراموشی!
اگر یک روز صبح از خواب بیدار شوید، و نه اتاقی که تویش هستید مال شما باشد، و نه تصویر توی آینه شباهتی به صورت قبلی شما داشته باشد، چه میکنید؟ «کریستین …
نگاهی به رمان «دالان بهشت» نوشتهی «نازی صفوی»
خاطرات مشترک نوجوانی گندم، شیرین، یاسیمین، پریچهر، الههناز، در جستجوی عشق، بانوی جنگل و… حتی اگر امروز مخاطب ادبیات عامهپسند فارسی نباشید و خیلی سفت و سخت، آن را نقد کنید و …
نگاهی به کتاب «اگزیستانسیالیسم نوعی اومانیسم است»
بعد از آنکه «ژان پل سارتر» در سال ۱۹۴۳ کتاب «هستی و نیستی» را منتشر کرد که در آن طی سه بخش اصلی، با استفاده از الگوی پدیدارشناسی به توضیح مکتب اگزیستانسالیسم …
«گربه روی شیروانی داغ»؛ زندگی به وسعت صحنهی نمایش
گاهی برای به تصویر کشیدن برشی از زندگی واقعی انسانها و تاکید بر اهمیت مسئلهی ارتباط بین آنها، قالب ادبی نمایشنامه یکی از بهترین انتخابهاست. چون محدودیت لوکیشنها و پیش رفتن ماجراها …
وقتی «کیت وینسلت» خیاط میشود!
خیلی از اوقات موقع تماشای فیلمهای مختلف، به ذهنمان رسیده که ایدههای توی این فیلم در دست فلان کارگردان، قطعاً محصول نهایی بهتری از آب درمیآمدهاند و کاش کارگردان موردنظر ما این …
چای نعنا: یک استکان مستند با منصور ضابطیان
اگر گونهی ادبی «سفرنامه» موردعلاقهتان است و دوست دارید تجربیات سفر دیگران را شریک شوید و از میان کلمات و کاغذها، به شهرها و کشورهای گوناگونی که هنوز تجربهی دیدنشان را نداشتهاید …
«زندگی در پیش رو»؛ ماجراهای طبقه ششم یک ساختمان بی آسانسور
یک نویسنده و دو اسم اگر میانهتان با رمانهای بزرگسالی که راوی کودک دارند خوب است، من زندگی پیشرو را به شما پیشنهاد میکنم. قرار دادن یک کودک در جایگاه راوی اصلی …
نگاهی به کتاب «خردهعادتها» اثر «جیمز کلییر»
از جمجمهی شکسته تا کاپیتانی تیم بیسبال شاید شما هم مثل من نسبت به کتابهای انگیزشی پیشزمینهی ذهنی مشتاقانهای نداشته باشید و تصورتان از کتاب انگیزشی، فقط فضاهایی مثل «راز» یا «چهار …










دمت گرم با صفا من با عشق یکی دیگه به مشکل خورده بودم از دعای گرمت حل شد خدا بهت…
دست مریزاد بسیار سپاسگزارم از شما! این کتاب به شدت عصبانی کنندهست که امیدوارم هرچه سریع جلو نشر آن گرفته…
کتاب جالبی بود شاید نقطه مثبتش این بود که بعد از پایان کتاب من و مجاب کرد از اول تا…
سلام کتاب رو همین امشب تمام کردم از نظرم خیلی پیچیده و نمادین رود. خط روایت داستان رو دوست داشتم…
به راستی چه زجری می کشد آن کس، که انسان است و از احساس سرشار است در این هیاهوی انسانها…